تبليغاتX
حزب اراده ملت ایران(حاما) ،استان قزوین

 کارگران !

در مورخه 28/1/88 در پی نشست اعضای" کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری  "با خانواده ی کارگر زندانی غالب حسینی که به اتهام  شرکت در مراسم  اول ماه مه ( 11 اردیبهشت  )سال 87 دستگیر و زندانی شده بود  در ساعت 11 خانه آقای حسینی به محاصره پلیس و نیرو های امنیتی در آمد و کلیه اعضای کمیته هماهنگی حاضر در آن محل  دستگیر  شدند.

حضور دوستان اعضای کمیته هماهنگی  در محل مورد نظر در راستای پیوند طبقاتی و اعلام حمایت از خانواده ی غالب حسینی  و عبدلله خانی  و پافشاری بر حقانیت  اینکه بر گزاری مراسم روز جهانی کارگر ابتدائی ترین  حق کارگران وفعالین کارگری  بوده و با این باور که حمایت از دوستان کارگر زندانی جز کوچکترین وظائف طبقاتی ما بوده و هست  صورت پذیرفت.

در ساعت 11 متوجه شدیم که خانه ی آقای حسینی  محاصره و مامورین  در  ابتدای  ورود ، زنان حاضر را جدا و متذکر شدند که کلیه آقایان باز داشت هستند.

دوستان  دستگیر شده با تدابیر امنیتی به کلانتری  12 واقع در خیابان وکیل (کشاورز) سنندج انتقال داده شدند.در آنجا از کلیه دستگیر شدگان بازجوئی به عمل آمده و مامورین لباس شخصی دلیل دستگیری را تجمع غیر قانونی عنوان کردند که با مخالفت دوستان مواجه شد و متذکر شدند ، مهمانی رفتن از کی تجمع غیر قانونی اعلام شده؟

بعد از آن از کلیه باز داشت شدگان فیلم و عکس و انگشت نگاری  بعمل آورده شد. مامورین با ایجاد فضای رعب و و حشت یاد آور شدند چون کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری غیر قانونی است  هر گونه تجمع در این رابطه جرم محسوب شده و باید شما تعهد کتبی نوشته مبنی بر این که  از این تاریخ با کمیته هماهنگی همکاری نکنید، در غیر اینصورت  هیچکدام از شما آزاد نخواهید شد و برا ی شما توسط  مراجع مربوط احکام زندان صادر خو.اهد شد.

دوستان کمیته هماهنگی همگی اعلام نمودند که ما عضو کمیته هماهنگی بوده و از این عضویت دفاع میکنیم و هیچ گونه تعهدی در این رابطه توسط ما نوشته نخواهد شد ، چرا که  ما خود همگی کارگر بوده و به عنوان فعالین کارگری وظیفه خود دانسته که از منافع هم طبقه ای هایمان دفاع کنیم .

بعد از گفتگو و فشار توسط مامورین مبنی بر دادن تعهد و کناره گیری این اعضا از کمیته هماهنگی  ، کلیه اعضا ء با صراحت از عضویت خود دفاع کرده و بدون هیچگونه تعهدی در ساعت 30/5 دقیقه بعدازظهر همگی اعضای دستگیر شده آزاد شدند.

لازم به یاد آوری است که در میان بازداشت شدگان نوجوان 14 ساله ای به نام آمانج نیکدل  بود که متاسفانه با وی هم همچون  دیگر دستگیر شدگان رفتار و مراحل انگشت نگاری و عکس و باز جوئی از وی نیز بعمل آورده شد.

ما اعضای کمیته هماهنگی   ضمن محکوم کردن  این بر خورد سرکوب گرانه از استقامت دوستان بازداشت شده در دفاع از مطالبات به حق خود ، منجمله دفاع از عضویت  در کمیته هماهنگی و دفاع از کارگران زندانی در بند ، شایسه میدانیم  به این عزیزان درود فرستاده و ما  از چنین دفاع محکم و طبقاتی در مسیر آرمان های بلند و انسانی طبقه ی کارگر صمیمانه پشتیبانی می کنیم.

 

زنده باد اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران!

کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

28/1/1388

www.komitteyehamahangi.com

komite.hamahangi@gmail.com

+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 و ساعت 13:32 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

ایلنا: رئیس شبکه حمايت از کودکان کار ایران گفت: دشوارتر شدن شرایط اقتصادی در کشور که بر اکثر طبقات مردم تاثیر گذاشته بر میزان کودکان کار وخیابانی افزوده است.

فاطمه قاسم زاده افزایش تعداد کودکان کار و خیابانی را واقعيتی تلخ دانست و افزود: در میان دلایلی همچون عوامل فرهنگی و خانوادگی، شرایط اقتصادی و مالی عاملی مهم برای گرایش کودکان به کار است.

وی ادامه داد: افزايش مراجعه کودکان کار و خیابان به مراکز حمایت از آنان دلیلی بر افزایش تعداد آنان محسوب می‌شود.


کودکان خيابانی مورد تجاوز جنسی قرار می ‌‏گيرند

محمد مهدي را خيلي‌‏ها مي شناسند. در خيابان انقلاب مي‌‏تواني او را پشت بساطش ببيني که در حال نوشتن مشق‌‏ است. او بدون پدر است و با مادرش در مولوي زندگي مي‌‏کند. "محمد مهدي" در عين حال پسر خوانده "سمانه - ر" محسوب مي شود. مهندس کامپوتر يکي از شرکت‌‏هاي نرم افزاري که هر روز بعد از ساعت کاري به ديدن "محمدمهدي" مي آيد برايش اسباب بازي و لوازم التحرير مي خرد وحال مادر مريض اش را مي پرسد. بجز مادر و محمد مهدي هيچکس از رابطه سمانه و او خبر ندارد و به گفته مادر محمد مهدي "تنها حمايتها و اصرار خانم مهندس باعث شده که او به مدرسه برود هر چند با اين وجود خيلي هم نمي تواند به درسهايش برسد."

حالا ماموران شهرداري هم او را مي شناسند. بيش از از دو سال است اينجا بساط مي کند و به درسش هم مي رسد و با هر نمره خوبي از مادرخوانده اش هديه اي مي گيرد. مادرخوانده اي که شايد حقوق اش کفاف زندگي خودش را ندهد اما مقيد به حمايت از محمد مهدي است.

کودکان خياباني نظير محمد مهدي تنها يک استثنا هستند. بر اساس آمارها بيشتر کودکان خياباني نه از آموزش خوبي بهره برده‌‏اند و نه در امنيت مطلوبي هستند. آنها مورد تجاوز قرار مي‌‏گيرند. در معرض آسيب‌‏هاي اجتماعي هستند و بسياري از آنها به دام فروشندگان مواد مخدر و سواستفاده کنندگان مي افتند و اين در مورد دختران بيشتر به چشم مي آيد.

کودکان خياباني به انسان‌‏هاي کمتر از 18 سالي اطلاق مي‌‏شود که به علت کار و يا نبود خانه و کاشانه در خيابان به سر مي برند. اين تعريف حتي کودکاني را که داراي خانواده هستند اما به علت مشکلات خانوادگي ترجيخ مي دهند بيشتر زمان خود را در پارک‌‏ها و خيابانها بگذرانند نيز شامل مي شود.

بر اساس آمارهاي غير رسمي اکنون بيش از يک ميليون کودک خياباني در کشور وجود دارد که روزهاي خود را در معرض آسيب‌‏هاي اجتماعي بسيار مي‌‏گذرانند و اين زنگ خطر بزرگي است که به اعتقاد "مهديه احمدي" از کارشناسان امور اجتماعي دير يا زود مي‌‏تواند به بحران منجر شود.

به گفته او بررسي‌‏ها نشان داده کودکان خياباني به علت شرايط ويژه خود در معرض تجاوز، قتل، تن فروشي، اعتياد و ايدز قرار دارند و هر يک مي‌‏توانند در عين پاکي کودکانه شان بمبي متحرک در جامعه باشند.

+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 11:33 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

وکيل و پدر دل آرا از رئيس قوه قضائيه و هنرمندان براي نجات دل آرا درخواست کمک کردند

حکم قصاص دل آرا دارابي نقاش متهم به قتل تا چهار روز ديگر اجرا مي شود.

روزنامه اعتماد: چندي پيش مسوولان زندان به دل آرا خبر داده بودند احتمال اجراي حکم وي در همين روزها وجود دارد و اگر او مي تواند اقدامي براي جلب رضايت اولياي دم انجام دهد، هر چه زودتر اين کار را بکند. با اين وجود زمان اجراي حکم به وکيل دل آرا ابلاغ نشده بود تا اينکه ديروز به عبدالصمد خرمشاهي خبر دادند تا چهار روز ديگر موکلش اعدام خواهد شد.

خرمشاهي که همچنان معتقد است اين حکم قانوني نيست، در اين باره به خبرنگار ما گفت؛ تنها راه باقي مانده اين است که هنرمندان و افرادي که مي خواهند دل آرا زنده بماند، با اولياي دم تماس بگيرند و از آنها بخواهند از خواسته خود يعني قصاص صرف نظر کنند. وي ادامه داد؛ من همچنان بر بي گناهي موکلم تاکيد دارم و مي گويم ايرادهاي زيادي در پرونده وجود دارد و مدارک موجود در پرونده نشان مي دهد اين دختر قاتل نيست. دل آرا چپ دست است و با توجه به ضربات وارده به مقتول و شواهد ديگري که در پرونده وجود دارد، ممکن نيست اين دختر قاتل باشد. حيات چيزي نيست که بتوان آن را بازگرداند و اگر دل آرا اعدام شود و سپس بي گناهي او به اثبات برسد، ديگر نمي توان اين دختر جوان را که از

17سالگي در زندان بوده، به زندگي بازگرداند. البته من هم با اولياي دم همدردي مي کنم و به آنها تسليت مي گويم اما از آنها مي خواهم راضي نشوند خون بي گناهي ريخته شود. خرمشاهي افزود؛ قتل با روحيه دل آرا که يک هنرمند و نقاش است و حتي در دوران زندانش چندين نمايشگاه برگزار کرده،سازگاري ندارد. اين دختر سال هاي گذشته در زندان سختي هاي بسياري را تحمل کرده در حالي که بي گناه است. بنابراين از تمام کساني که مي توانند دل آرا را از اعدام نجات دهند، تقاضا دارم به اين دختر کمک و براي جلب رضايت با اولياي دم صحبت کنند. اين در حالي است که پدر دل آرا دارابي نيز طي نامه يي از رئيس قوه قضائيه تقاضا کرده است دستور توقف اجراي حکم دل آرا را صادر کند.

پدر دل آرا در نامه خود نوشته است؛ «شش سال است که در کابوس مرگ و زندگي دخترم زندگي مي کنم؛ دختري هنرمند که با سختي زياد او را بزرگ کردم و تحويل جامعه دادم. دل آرا دختري نقاش و هنرمند است، با روحيه يي بسيار لطيف که اگر تحت مشاوره قرار گيرد مشخص مي شود او نمي تواند حتي به يک حيوان آسيب برساند چه رسد به يک انسان. جناب آقاي شاهرودي، در عذاب اعدام يک دختر 23ساله زندگي کردن کار بسيار دشواري است. هيچ کس نمي تواند اين لحظات دردناک را که من شش سال تحمل کردم، تحمل کند. اما آنچه به من قوت مي داد و سختي ها را تحمل مي کردم اين بود که دخترم با توجه به مدارک بسياري که ارائه شد و شما نيز آن را بررسي کرديد از قصاص تبرئه شود. چطور ممکن است وقتي يک دختر و يک پسر در جايي حاضر هستند، اين دختر باشد که مرتکب قتل شود و پسر فقط نظاره گر ماجرا باشد.»در ادامه اين نامه آمده است؛ جناب آقاي شاهرودي، من ملتمسانه از شما مي خواهم با توجه به اختيارات تان دستور توقف اجراي حکم دخترم را صادر کنيد تا فرصتي دوباره براي بررسي ايرادهاي پرونده او به وجود آيد. قصاص دل آرا تنها قصاص دختر من نيست. قصاص يک هنرمند جوان است که از 17سالگي، بهترين سال هاي عمرش را که مي توانست پيشرفت کند و فرد مفيدي براي جامعه باشد در زندان بوده است. از شما خواهش مي کنم يک بار ديگر فرصت اثبات بي گناهي اش را به او بدهيد.

دل آرا دارابي متهم است سال 82 در شهرستان رشت همراه پسر مورد علاقه اش به خانه زني به نام مهين که دختر عموي پدرش بوده،رفت و او را با ضربات چاقو کشت.

دل آرا که توسط پدرش به ماموران سپرده شد ابتدا ادعا کرد خودش مرتکب قتل شده و پسر جوان در اين قتل نقشي نداشته است اما در جلسه محاکمه اش قتل را انکار کرد و گفت؛ من و آن پسر با هم دوست بوديم. او هميشه به من ابراز علاقه مي کرد و مي گفت مرا دوست دارد. همين رفتارش باعث شده بود به وي اعتماد کنم. چند روز قبل از حادثه به من گفت سندي جعلي پيدا کرده است که متعلق به خانه مهين دختر عموي پدرم است و فردي مي خواهد با اين سند جعلي خانه را بفروشد و او از من خواست با مهين قرار بگذارم و براي اينکه بتواند اين موضوع را به مهين بگويد، به خانه وي برويم. من هم اين کار را کردم. روز حادثه من و او به خانه مهين رفتيم. وقتي من براي آوردن چاي وارد آشپزخانه شدم، صداي فريادي شنيدم. يکدفعه ديدم پسر جوان با چوب به سر مهين کوبيده و او را خون آلود کرده است. بعد هم از من چاقو گرفت و با چند ضربه چاقو او را کشت.

وي ادامه داد؛ من به شدت ترسيده بودم. بدون اينکه وسايلم را بردارم از خانه خارج شدم. بعد يکدفعه يادم افتاد وسايلم را جا گذاشته ام. پسر مورد علاقه ام گفت حاضر نيست به آن خانه برگردد. من هم به ناچار با پسر ديگري که خواستگارم بود، تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم. او هم قبول کرد به خانه برود و کيف را بياورد. او اين کار را کرد اما بعد با پدرم تماس گرفت و موضوع را به وي اطلاع داد. وقتي پدرم به خانه آمد بدون اينکه اجازه دهد من حرفي بزنم مرا به پليس تحويل داد. من که سرخورده و تنها بودم تحت تاثير حرف هاي پسر مورد علاقه ام قرار گرفتم. او به من گفت تو قتل را گردن بگير چون کمتر از 18 سال داري اعدام نمي شوي. من که از سوي خانواده ام هم طرد شده بودم به قتل اعتراف کردم اما اين اعترافات واقعيت نداشت.

دل آرا که در اين شش سال روزهاي پرفراز و نشيبي را پشت سر گذاشته است اکنون به سخت ترين روز هاي عمرش رسيده چرا که به او ابلاغ کرده اند تا چهار روز ديگر اعدام خواهد شد و در صورتي که اولياي دم رضايت ندهند يا دستور توقف اجراي حکم از سوي رئيس قوه قضائيه صادر نشود، اين دختر به دار آويخته مي شود.

+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 11:12 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh
سایت سندیکای کارگران شرکت واحد

علی نجاتی رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه که در تاریخ 1387/12/18 در منزل شخصی دستگیر و نزدیک به ٤٠ روز در بازداشت به سر می برد امروز سه شنبه 1388/1/25 با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه این آزادی را به خانواده و عموم کارگران به ویژه کارگران سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه شادباش می گوید .

اینگونه رفتار با فعالین کارگری در هیچ نقطه ای از جهان پذیرفته نیست ، بدون تردید با ایجاد رعب و وحشت و برخوردهای پلیسی شکم کارگران و خانواده هایشان سیر نمی شود و کارگران در مقابل این وضعیت سکوت نمی کنند .

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه امید آن دارد به زودی منصور اسالو و ابراهیم مددی نیز از زندان آزاد شده و به آغوش گرم خانواده خود باز گردند

سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 18:17 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

افزایش دستمزدها و برخورداری از یک زندگی انسانی حق مسلم ماست

یاران و همکاران

سالهاست ما کارگران به دلیل دستمزدهای پایین و افزایش بی وقفه هزینه های زندگی  با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنیم و بطور دائمی و روزمره شرمنده همسر و فرزندان خود  هستیم. در طول این سالها هر کدام از ما بنوبه خود تلاش کرده ایم از طریق اضافه کاریهای طاقت فرسا و دست و پا کردن شغل دومی، درصد ناچیزی از رنج و آلام خانواده هایمان برای گذران زندگی را کاهش دهیم.

اما واقعیت این است که دیگر با این دستمزدها و گرانی سرسام آور موجود، نه اضافه کاری و نه شغل دوم نمیتواند گرهی از فقر و تنگدستی ما باز کند. گذشته از این، آیا شایسته است ما به دلیل دستمزدهای پایین و فشار کمرشکن هزینه های زندگی مجبور شویم تن به اضافه کاریهای طاقت فرسا و شغل دوم بسپاریم و شبها جسم و روح رنجور و فرسوده خود را به منزل برسانیم و حالی و فرصتی برای استراحت و تفریح  و بودن در کنار خانواده نداشته باشیم.

دوستان و همکاران

ما تولید کنندگان اصلی تمامی ثروتها و نعمات موجود در جامعه هستیم و این حق مسلم ماست که فقط با اشتغال در ساعات رسمی کار، چنان دستمزدی دریافت کنیم که ضمن بر خورداری از رفاه و آسایش، دیگر مجبور نشویم به اضافه کاریهای طاقت فرسا و شغل دوم تن در دهیم.

این حق ماست و حق گرفتنی است. از اینرو ما امضا کنندگان این بیانیه از شما همکاران در تمامی کارخانه ها، پروژه های خدماتی و ساختمانی و غیره در سراسر کشور میخواهیم تا با امضای گسترده طومار زیر به عنوان قدم اول برای افزایش دستمزدها به حرکت ما بپیوندید.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه – اتحادیه آزاد کارگران ایران – سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه - انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه –کارگران شرکت ریسندگی پرریس– کارگران کارخانه شاهو–  کارگران فرش غرب بافت  و جمعهایی از کارگران:

عسلویه – شرکت صتایع فلزی - لوله و پوشش سلفچگان- لاستیک البرز- نورد لوله و پروفیل ساوه- شرکت مکان سازان - پتروشیمی پلی اتلین سنگین کرمانشاه- کارخانه فرامان صنعت - کارخانه اخگر گاز - شرکت سیم کابل - آجر پزی شیل سنندج – کارخانه نیر پارس - گونی بافی سما - شرکت آجین سازه - کارخانه فراساز - صنایع شیمیائی اصفهان  LAB - پتروشیمی اصفهان و جمعهایی از کارگران ساختمانی

26 آذر ماه هزار و سیصد و هشتاد و هفت

توضیح :

کارگرانی که در سراسر کشور قصد پیوستن به طومار جمع آوری امضا برای افزایش دستمزدها را دارند میتوانند با شماره تلفنهای زیر تماس بگیرند:

1- تهران و استانهای شمالی: رضا شهابی: 09192034087  -  جعفر عظیم زاده 09123368772

2- استانهای جنوبی: علی نجاتی: 09169483504- رضا رخشان: 09169420430

3- استانهای مرکزی: شاپور احسانی راد: 09192550737    

4- استانهای غربی: جوانمیر مرادی 09188871405 - شریف ساعد پناه: 09189710274

5- استان اصفهان: محمد رضا خویشکار: 09139068974

6- استان آذربایجان شرقی و غربی: سلام شیخی: 09194802028

+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 11:45 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه با وجود اینکه در ماه های پایانی سال ١٣٨٧ فشار ها وتهدیدها بر اعضای این سندیکا افزایش پیدا کرده و باعث بازداشت های متعددی شده و بعد از آزادی دستگیر شدگان رئیس هیئت مدیره این سندیکا دستگیر و به طور نامعلوم در زندان به سر می برد آغاز سال ١٣٨٨ را تبریک گفته و خواستار آزادی تمام فعالین کارگری می باشد.

در سالی که گذشت کارگران نیشکر هفت تپه بعد از سال ها مبارزه توانستند با انتخاب اعضای هیئت مدیره سندیکای مستقل خود را بازگشایی کنند.

اعضای هیئت مدیره این سندیکا در حالی که تنها برای اعتراض به عدم پرداخت دستمزد ها و جلوگیری از تعطیلی کارخانه و فروش زمین های حاصلخیز و خصوصی سازی شرکت به احیای سندیکای مستقل کارگری و تعیین نمایندگان واقعی خود اقدام کرده بودند در طول ماه های گذشته با اتهام تبلیغ علیه نظام ، به کرات به دادگاه انقلاب احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند .

در ماههای پایانی سال ١٣٨٧ اذیت و آزار اعضای هیئت مدیره ، فعالین و اعضای خانواده هایشان افزایش یافت و حتی وکیل سندیکا آقای دکتر محمد اولیایی فرد هم از این امر مستثنی نبود. در ادامه این فشارها و بازداشت ها تمامی اعضای هیئت مدیره توسط وزارت اطلاعات احضار و بازداشت شدند و در مواردی منازل مسکونیشان نیز مورد تفتیش قرار گرفت دستگیر شدگان با تودیع قرار کفالت از زندان آزاد شدند اما رئیس هیئت مدیره این سندیکا کماکان بدون هیچ خبری در زندان به سر می برد.

متاسفانه به دلیل شرایط حاکم ، هرگونه فعالیت مستقل کارگری سریعا سرکوب می شود و در این راستا ضمن اینکه سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه اولین و آخرین تشکل سرکوب شده نمی باشد ، بوجود آوردن تشکل کارگری بدون پرداخت هزینه میسر نیست.

امروز بسیار ی از کارگران به دلیل فعالیت های کارگری بیکار ، سرگردان و محروم از فعالیتهای اجتماعی هستند ، مسئولین سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و شرکت واحد و فعالین انجمن های صنفی معلمان و ... در زندان به سر می برند و یا منتظر اجرای حکم صادره هستند.

ما در راه آزادی تشکل مستقل کارگری و زندگی شایسته انسانی که در منشور حقوق بشر قید گردیده و از حقوق اولیه انسانی است از هر ابزاری استفاده خواهیم کرد .

کارگران نیشکر هفت تپه در طول این مدت مورد حمایت های معنوی بسیاری از نهاد های کارگری و حقوق بشری از جمله اتحادیه بین المللی کارگران صنایع مواد غذایی ، کشاورزی و خدمات (IUF) قرار داشته و تمامی این نهاد ها را در کنار خود داشته است.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه ، سپاسگزار تمامی زحمات این نهاد ها و عزیزان می باشد و از این حمایت ها ی معنوی استقبال کرده و خواهان ادامه آن تا زمان آزادی کامل فعالیت هایش می باشد.

با آرزوی محو سرکوب و زندان و گسترش عدالت و آزادی در سراسر گیتی

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه فروردین ١٣٨٨

+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 11:24 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

عصر ایران: علی رغم گفته های امیر امارات مبنی بر عدم تاثیر پذیری منفی این کشور از بحران مالی بین المللی و ابراز اطمینان وزیر اقتصاد این کشور از آمادگی امارات برای رویارویی با هرگونه بحران، موج بحران جهانی کم کم به این شیخ نشین هم رسیده و آثار خود را نمایان میسازد.

به گزارش «شفاف» امارات متحده عربی که ساختمانهای خود را با مبارزه با شنهای روان صحراهای این کشور ساخته است و برای مدتی از نظر شکوفایی و جذب سرمایه مثال زدنی بود اکنون باید برای بقای خود با این بحران مبارزه کند.

روزنامه گاردین در این خصوص درمقاله ای نوشت: دبی در حال تبدیل شدن به صحرایی خشک و خالی از سکنه است.

سایمون جنکینس نویسنده مقاله ادامه می دهد ساخت و ساز در نیمی از برجهای امارات متوقف شده است ، قیمتهای بورس هم در مقایسه با سال ۲۰۰۵، ۷۰% کاهش یافته است.

۸۰% ساکنان امارات رهگذرانی هستند که مانند جویندگان طلا، تنها به خاطر پول ودرآمد در دبی زندگی می کنند. وقتی پول و درآمد برود این رهگذران هم ماشینهای خودرا در خیابان و فرودگاه رها کرده وخواهند رفت.

جنکینس سپس دبی را با شهر دیتروبت امریکا مقایسه می کند و می گوید: دیترویت در اوج شکوفایی صنعت خودروسازی ساخته شد. اکنون در دیترویت پنجره ها با مقوا پوشانده شده است. سگ های ولگرد در همه جای شهر می گردند و باد در فروشگاههای خالی این شهر می وزد. شهری که نتیجه شکوفاترین صنعت بعد از جنگ جهانی دوم بود اکنون درآستانه مرگ است. دبی هم بر روی پایه های پولشویی درآمد نفت ،مواد مخدر، تجارت اسلحه وکمکهای مالی کشورهای غربی ساخته شده است.

بنابر نظر سنجی ها دست کم ۴۶%خارجیان ساکن دبی قصد ترک امارات را دارند .

گفتنی است ازهر ۸ نفر در امارات ۷ نفر خارجی هستند. که این نسبت بالاترین نسبت درتمام دنیاست.

نفت هم اکنون فقط ۷% تولید ناخالص ملی امارات را تشکیل می دهد.

بحران بین المللی غرب آرزوهای بسیاری در امارات بر باد داده است.

بنابر گزارش های رسانه ای دولت امارات روزانه بیش از ۱۵۰۰ روادید واجازه اقامت را باطل می کند.

روادید در امارات تنها برای کسانی که در این کشور شاغل و یا سرمایه گذار هستند صادر می شود و اگر کسی شغل خود را از دست بدهد و نتواند شغل و یا کفیل دیگری برای خود پیدا کند باید ظرف یکماه امارات را ترک کند.

در همین زمینه روزنامه نیویورک تایمز هم در گزارش از بازار کار دبی نوشت: کارگران خارجی ساکن درامارات که ۸۵% ساکنان آن را تشکیل می دهند برای فرار از بدهی های فروان و بدلیل از دست دادن شغل خود امارات را ترک می کنند.

در بسیاری از رسانه های اقتصادی جهان، گزارشهایی از کسانی منتشر شده است که برای فرار از طلبکار ها ماشین های خود را در فرود گاه رها کرده و از دبی فرار می کنند. نیویورک تایمز تعداد ماشین های رها شده در خیابان و فرودگاه ها را ۳۰۰۰ عدد تخمین زده است.

+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در جمعه هفتم فروردین 1388 و ساعت 23:22 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

عفو بین‌الملل: ۹۳ درصد اعدام ها در چین، ایران، عربستان، پاکستان و آمریکا، رخ داده است
سازمان عفو بین الملل می گوید در سال ۲۰۰۸ حداقل ۳۴۶ نفر در ایران اعدام شدند و این کشور از لحاظ تعداد موارد اعدام در جهان در رتبه دوم قرار دارد.

عفو بین الملل دوشنبه (۲۳ مارس) گزارش "مجازات مرگ و اعدام های سال ۲۰۰۸" را منتشر کرد.

به گفته این سازمان، دست کم هشت تن از افراد اعدام شده در ایران قبل از ۱۸ سالگی مرتکب جرمی شده بودند که برای آن اعدام تعیین شده است.

عفو بین الملل استفاده از طناب دار و سنگسار کردن برای اجرای مجازات مرگ در ایران را غیر انسانی و بی رحمانه دانسته است.

مجازات سنگسار در قوانین جزایی ایران وجود دارد و در مواردی برای محکومان صادر می شود، اما مقامات قضایی ایران بارها تاکید کرده اند که این حکم سال ها است در ایران اجرا نمی شود.

با این حال سال گذشته حکم سنگسار در روستایی نزدیک شهرستان تاکستان در غرب قزوین، علی رغم دستور آقای شاهرودی به توقف اجرای حکم، اجرا شد.

عفو بین الملل می گوید دادگاه های چین بیشتر از دادگاه های تمام کشورهای جهان مجازات اعدام صادر می کنند و در سال گذشته حداقل ۱۷۱۸ نفر در این کشور اعدام شده اند.

دولت چین این آمار را تایید نمی کند و در عین حال شمار کسانی که هر سال در این کشور اعدام می شوند را منتشر نمی کند.

عفو بین الملل می گوید ۹۳ درصد اعدام های سال میلادی گذشته در پنج کشور چین، ایران، عربستان سعودی، پاکستان و آمریکا، رخ داده است.

عفو بین الملل می گوید ۳۷ نفر در سال گذشته در آمریکا اعدام شده اند و آمریکا بعد از چین، ایران و عربستان در مقام چهارم قرار دارد.

به گفته این سازمان، عربستان سعودی در سال گذشته حداقل ۱۰۲ نفر را اعدام کرده است و همچنان از سر بریدن در ملا عام برای اجرای مجازات مرگ برخی مجرمین استفاده می کند.

این سازمان می گوید که در سال میلادی گذشته در کل ۸۸۶۴ نفر در ۵۲ کشور به اعدام محکوم شدند.

به نوشته عفو بین الملل، این رقم در سال ۲۰۰۷ میلادی ۳۳۴۷ نفر بود.

اما آن طور که این سازمان می گوید در سال گذشته میلادی، ۲۳۹۰ نفر در ۲۵ کشور اعدام شدند.

با این حال، عفو بین الملل با اشاره به این که مجازات اعدام فقط در ۲۵ کشور دنیا اجرا شده، معتقد است که جهان به سمت منسوخ شدن مجازات مرگ در حرکت است.

آرژانتین و ازبکستان در سال گذشته مجازات اعدام را منسوخ کردند.

عفو بین الملل این که جمهوری بلاروس در سال گذشته تنها کشور اروپایی بود که در آن اعدام اجرا شده را مثبت ارزیابی کرده است.

عفو بین الملل گزارش "مجازات مرگ و اعدام های سال ۲۰۰۸" خود را بر اساس خبرهای رسانه های گروهی، اطلاعات گروه های طرفدار حقوق بشر و بیانیه های رسمی دولت ها تدوین کرده است.

بی‌بی‌سی

+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 12:3 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

به نام خدا
اطلاعیه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
درباره بازداشت خودسرانه اعضای شورای مرکزی و خانوده ایشان

با نزدیک شدن به پایان دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد موج بازداشت و فشار به جامعه مدنی شدت بیش از گذشته یافته است.

در حالی که ۲۵ نفر از دانشجویان به ناحق در زندان های امنیتی سراسر کشور به سر می بردند ،اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت مهدی عرب شاهی،میلاد اسدی، فرید هاشمی و امین نظری و بهاره هدایت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت،مجید دری و سعید فیض الله زاده دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه علامه نیز بازداشت شدند و عده بازداشت ها به ۳۲ نفر رسید.

این اتفاق در حالی رخ داد که این دانشجویان به شیوه ایی کاملا مدنی و آرام با چیدن سفره هفت سین در کنار زندان اوین به بازداشت و تداوم بازداشت سایر دانشجویان اعتراض داشتند. بازداشت شدگان از محل زندان اوین به پلیس امنیت قدس و وزرا منتقل شده‌اند.

نکته حائز اهمیت موضوع آنجاست که در کنار بازداشت اعضای شورای مرکزی ، خانواده تعدادی از ایشان؛ پدر و مادر میلاد اسدی جلال اسدی وخانم اسدی و خانم بهبهانی مادر نریمان مصطفوی دانشجوی زندانی و اردشیر رضوان از بستگان ایشان نیز در بین بازداشت ها بوده اند.

باید توجه داشت که روند روبه رشد سرکوب و گسترده شدن برخوردها و تسری یافتن آن حتی به میان خانواده دانشجویان نشان از ضعف مطلق و عدم مشروعیت است.

اگر چه نیروهای امنیتی گمان می برند با سرکوب گسترده و بی امان دانشگاه خواهند توانست ازبیان مطالبات بر حق دانشگاه جلوگیری کنند ولیکن دانشجویان نیز نشان داده اند که در مقاومت علیه زور ، از پا نخواهند نشست. و در برابر نیرویی که قصد پاک کردن صورت مسئله را دارد ، مقاومت خواهند کرد.

اما جای سوال اینجاست که آیا این مقاومت و پایداری از سوی دانشجویان ، سایر نیروهای سیاسی و تشکل ها و احزاب را حد اقل به دفاع از حقوق اولیه و بدیهی دانشجویان ترغیب نمی کند؟

در پایان بدین وسیله با محکوم کردن تمامی بازداشت های خود سرانه و استمداد از تمامی نهاد ها و افراد فعال در عرصه حقوق بشر ، اعلام می نماییم که خواستار آزادی هر چه سریعتر تمامی دانشجویان بازداشتی هستیم.

دفتر تحکیم وحدت
اول فرودین 1388

+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در یکشنبه دوم فروردین 1388 و ساعت 13:31 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh