نقشه بوش برای حمله به ایران
شهروند / جواد طالعی
Fri / 21 09 2007 / 7:54به قلم رئیس انجمن حقوقدانان آمریکا
برگردان: جواد طالعی (دفتر اروپائی شهرند)
اشاره:
نشریه Zeit-Fragen یا "پرسشهای زمانه" از سوی نهادی تعاونی با همین نام در سویس انتشار می یابد. مرور موضوعاتی که این نشریه انتخاب می کند نشان می دهد که ناشران آن از منتقدان جدی سیاست های جنگ طلبانه بوش هستند، اما در تحلیل های خود، از شعار می پرهیزند و بر واقعیات قابل اثبات تکیه دارند.
تا به حال، یکی دو مطلب از این نشریه را، به این دلیل که اطلاعات ارائه شده در آن ها منحصر به فرد بوده اند، ترجمه و منتشر کرده ام. اکنون، توجه شما را به برگردان مقاله مهمی جلب می کنم که در زمینه آماده شدن کاخ سفید برای حمله به ایران و نتایج آن نوشته شده است.
مقاله با عنوان "بوش نقشه حمله به ایران را می ریزد"، در روز دهم سپتامبر با امضای Mariorie Cohn منتشر شد. وی استاد زن مدرسه حقوق توماس جفرسون و رئیس انجمن حقوقدانان آمریکا است.
چیزی که آمریکائی ها در صورت حمله به ایران روی آن زیاد حساب می کنند، حملات قایق های کوچک، سریع و مین گذاری شده ایران به کشتی های مستقر در تنگه هرمز است. به گزارش نشریه "ولت" آلمان، تفنگداران آمریکائی مستقر در بحرین، از چندماه پیش، به تمرین های مستمر خود برای مقابله با این خطر، ادامه می دهند.
ج/ ط
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت
14:56 |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
اندیشه سوسیال دموکراسی در میان نوگرایان دینی
گفتگو با دکتر حبيبالله پيمان
شهرام فرزانهفر
farzanehfar@gmail.com
جمعه ۱۳ مهر ۱۳۸۶
سلسله مصاحبههای که ایران امروز با برخی از صاحبنظران و انديشمندان طيف سوسيالدمکرات ايران در مورد زمينههای فکری و تاريخیِ اين انديشه، شروع کرده است، مورد توجه بسياری از خوانندگان قرار گرفته است. يکی از دستاوردهای مهمی که اين بحث با خود بهمراه دارد، روشنتر شدن و شفافيت دورنماها و ايدهآلهای سياسی است. در فضايی که صفبندیها و گرايشهای سياسی و فکری در اپوزيسيون ايران يا ناروشن و ناپخته هستند و يا در مواردی بر محورها و مبانی روبنايی و سطحی مانند جمهوری/سلطنت، دينی/غيردينی، محلی/سراسری و... استوار شده است، توجه به تمايزات واقعی که طبقات مختلف اجتماعی و طيفهای مختلف فکری در جامعه را از هم جدا میکند نه تنها به پيشبرد امر مبارزه دمکراتيک آسيبی نمیرساند که بالعکس موجب میشود که محافل، سازمانها و شخصيتهای همفکر که چشمانداز مشترکی را دنبال میکنند از پراکندگی خلاصی يابند و نيروهای گستردهتر سياسی را ايجاد کنند. نهادهایی که در جهت پاسخگويی به نيازهای طبقات و گروههای واقعی و معين اجتماعی گام بردارند و در پيوند فعال با پايگاه اجتماعی خود از پويايی و کارکردی درخور توجه برخوردار شوند. چنانچه اقدامات سياسی در چارچوبهای محفلی و صرفاً به واسطه تعلقات و سوابق تاريخی و کششهای عاطفی باقی بمانند بطور حتم به نتيجه نخواهند رسید و بطور حتم روند نزولی و انفعالی را ادامه خواهند داد. اگر مسائل و دشواریهای دائماً پيچيده جوامع مدرن بخواهد در چارچوبی دمکراتيک حل و فصل شوند، نيروهای سياسی الزاماً میبايست پوستهها و قالبهای سنتی را بشکنند و در گستره فعاليتها و اقدامات فرامحفلی و فراسازمانی در چارچوبی نوين و در وحدتی ديناميک از قابليت و تأثيرگذاری بيشتری برخوردار شوند. آنچه به نهادهای دموکراتیک اعتبار میبخشد و به آن توان تاثیرگزاری میدهد، چيزی جز تشکل گسترده، در عرصه سياسی و يا صنفی نيست. بنابراين، سوسيالدموکراتها الزاماً بايد بخش مهمی از توجهات خود را به اين موضوع معطوف کنند که متأسفانه نهادها و شخصيتهای سنتی موجود به اين موضوع کمتوجهاند. ترس از تحولات اساسی و سازنده و در مواردی نيز دل بستن به اقتدارهای مجازی در سازمانهای سنتی مانع از آن میشود که در طيف چپ دموکرات ايران تحولی جدی و موثر در جهت فراهمآيی گسترده صورت گيرد. در مواردی نيز مرزها و موانع شکلگيریِ جنبشِ يکپارچه سوسيالدموکراتها، تفاوت در خاستگاههای مختلف فلسفی است. در اين زمينه مثلاً پايبندی و يا عدم پايبندی به باورهای دينی يکی از موانع مهم در جدايی عناصر و محافل عدالتطلب ايران بوده است و تاکنون کمتر جريان فکری و سياسی بطور جدی در جهت ايجاد تفاهم و يکپارچگی سياسی ميان محافل به اصطلاح مذهبی يا غيرمذهبی عدالتطلب گام برداشته است. در راستای اين هدف و به منظور آشناساختن خوانندگان ایران امروز با نظرات انديشمندان طيف سوسيالدموکراسی که دارای خاستگاه فلسفی دينی هستند، گفتگويی با دکتر حبيبالله پيمان، از نظریه پردازان نوگرایی دینی و رهبر جنبش مسلمانان مبارز انجام دادهايم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت
14:46 |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
ایران تنها کشوریست که در ملاء عام اعدام میکند
پیرس بانیستر/عفو بینالملل
در گفتگو با سهیلا وحدتی
۱۰ اکتبر (۱۸ مهرماه) روز جهانی مخالفت با اعدام است. امسال تلاش «ائتلاف جهانی علیه مجازات اعدام*» برروی قطعنامه پیشنهادی به مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره توقف اجرای حکم اعدام در سراسر جهان متمرکز شده است. عفو بینالملل یکی از اعضای اصلی «ائتلاف جهانی علیه مجازات اعدام» است و تیم مجازات اعدام در این سازمان اینروزها بشدت مشغول لابی و مذاکره با کشورهای گوناگون برای جلب رضایت آنها جهت تصویب این قطعنامه است. خوشبختانه، پیرس بانیستر Piers Bannister، سرپرست تیم، فرصتی مییابد تا به برخی از پرسشهای من پاسخ دهد.
پیرس بانیستر در عفو بینالملل به پژوهش درباره مجازات اعدام مشغول است. وی بیش از ۲۰ سال برعلیه مجازات اعدام مبارزه کرده و در این زمینه سندهای بسیاری را به چاپ رسانیده است. او در بررسی واقعیت مجازات اعدام از نزدیک با محکومین به اعدام در جامایکا، ترینیداد و امریکا ملاقات نموده و با کسانی که پس از محکومیت به اعدام بیگناه شناخته شدهاند، نگهبانهای زندان که مامور اجرای حکم اعدام هستندٓ و مادران و پدرانی کسانی که قربانی اعدام شدهاند، مصاحبه کرده است.
وحدتی: نقطه عطف تاریخ بشریت در لغو مجازات اعدام چگونه رخ داد؟ جنبش مخالفت با مجازات اعدام چگونه آغاز شد؟ و اولین کشوری که مجازات اعدام را لغو کرد، کدام کشور بود؟
بانیستر: من فکر نمیکنم که یک نقطه عطف واحد در مبارزه بر علیه اعدام بوده و مخالفت با اعدام همواره وجود داشته است و در تاریخ جوامع رومی و یونانی ثبت شده است. در طول تاریخ این جنبش رشد کرده و در دهههای اخیر روشن شده است که لغو مجازات اعدام ایدهای است که وقتش رسیده است.
هماکنون ۱۰۱ کشور دنیا مجازات اعدام را بطور قانونی لغو کردهاند و ۳۲ کشور دیگر مجازات اعدام را در عمل لغو کردهاند ( بدین معنا که در این کشورها سالهاست که کسی اعدام نشده و مقررات روشنی برای عدم انجام آن دارند.)
اولین منطقهای که مجازات اعدام را لغو کرد، منطقه توسکانی Tuscany در کشور ایتالیا در سال ۱۷۸۶ بود، اولین کشور ونزوئلا در سال ۱۸۶۳ بود.
بطور متوسط، در سه دهه گذشته دو تا سه کشور در سال مجازات اعدام را لغو کردهاند.
مخالفت با مجازات اعدام اکنون به مرحلهای رسیده است که مجمع عمومی سازمان ملل در ماه نوامبر سال جاری درباره توقف اجرای مجازات اعدام در جهان رایگیری خواهد داشت. گرچه این قطعنامه تعهدآور نیست، اما تصویب آن پیامی قوی دربر دارد مبنی بر اینکه جامعه جهانی اکنون به این اجماع رسیده است که مجازات اعدام دیگر قابل پذیرش نیست.
در حال حاضر، تنها ۲۵ کشور سالانه مجازات اعدام را اجرا میکنند. مناطق وسیعی از جهان عاری از قتل حکومتی است. در قاره امریکا، تنها ایالات متحده امریکا مجازات اعدام را اجرا میکند. در قاره افریقا، تنها ۶ کشور از میان ۵۳ ملت در سال ۲۰۰۶ مجازات اعدام را اجرا کردند. بلاروس تنها کشور اروپایی است که مجازات اعدام را اجرا میکند. اکثر اعدامهای جهان در کشورهای آسیا و خاورمیانه صورت میگیرد.
وحدتی: به عنوان سرپرست تیم مجازات اعدام در عفو بینالمل، شما کارنامه جمهوری اسلامی ایران را در این زمینه چگونه ارزیابی میکنی؟ آیا ایران تنها کشوری است که در ملاءعام افراد را حلقآویز کرده و تصویرهای آن را توسط رسانهها پخش میکند؟ و آیا تنها کشوری است که هنوز افراد را به خاطر جرمهایی که زیر ۱۸ سال مرتکب شدهاند اعدام میکند؟ یا هنوز مجازات سنگسار را اجرا میکند؟
بانیستر: کارنامه ایران در مجازات اعدام یک مورد نگرانی عمیق عفو بینالملل است.
در حال حاضر، تنها چین است که بیشتر از ایران مجازات اعدام را به اجرا در میآورد. ایران تنها کشوری است که به شیوه حلقآویز در ملاء عام مجازات اعدام را اجرا میکند. اکثر اعدامها در پی روند آشکارا ناعادلانه محاکمههایی است که کمترین استانداردهای بینالمللی را که بر طبق قوانین بینالمللی مورد توافق جهانیان است رعایت نمیکند.
اجرای حکم اعدام در ملاء عام اتفاقی بسیار نادر است، تنها ایران و عربستان سعودی در حال حاضر به چنین شیوهای به قتل میرسانند. ایران نیز تنها کشوری است که مجازات اعدام به شیوه سنگسار را اجرا میکند. با اینکه عربستان سعودی و سودان نیز در قوانین کشور خود سنگسار را مجاز دانستهاند، تا جایی که عفو بینالملل آگاهی دارد سالهاست که اعدامی به این شیوه ]در عربستان سعودی و سودان[ اجرا نشده است.
فاجعهبار است که با اینکه برای چندین سال ایران تنها کشوری بود که افراد را به خاطر جرمهایی که پیش از 18 سالگی مرتکب شده بودند اعدام میکرد، اکنون یمن و عربستان سعودی به ایران پیوسته و چنین اعدامهایی را در سال جاری اجرا کردند که در تناقض با قوانین بینالمللی و کنوانسیون حقوق کودک است.
وحدتی: به نظر شما چه عواملی باعث لغو اعدام در کشوری مثل ایران خواهد بود؟ افراد ایرانی چه نقش فعالی در این زمینه میتوانند داشته باشند؟
بانیستر: تعدادی از افراد مبارز و شجاع هستند که با مجازات اعدام در ایران مخالفند ولی نبود آزادی بیان در این کشور مانعی بر سر راه کارزار برای تحقق لغو اعدام است.
از آنجاییکه مجازات اعدام یک سیاست دولتی است، برای افراد دشوار است که برعلیه آن حرف بزنند. به دلیل نبودن بحث و گفتمان باعث شده که بسیاری از مردم درباره حقیقت پشت مجازات اعدام ناآگاه باقی بمانند. از جمله این حقیقتها این است که این مجازات روی میزان ارتکاب جرمهای خشن تاثیری ندارد، و یا گاه افراد بیگناهی که مرتکب هیچ جرمی نشده و و به اشتباه مجرم شناخته میشوند، اعدام میگردند، و این تنها دو نمونه از اینگونه حقایق است.
وحدتی: از شما بخاطر وقتی که در اختیار این مصاحبه گذاشتید تشکر میکنم.
* برای آگاهی بیشتر درباره «ائتلاف جهانی علیه مجازات اعدام*» میتوانید به تارنمای آن مراجعه کنید:
http://www.worldcoalition.org
+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت
14:41 |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
همزمان با حضور محمود احمدینژاد در دانشگاه تهران صورت گرفت:
تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران برعلیه حکومت
صدها تن از دانشجویان دانشگاه تهران همزمان با حضور محمود احمدینژاد در این دانشگاه به اعتراض علیه حکومت برخاستند. دانشجویان شعار میدادند «توپ تانک بسیجی، دیگر اثر ندارد»، «حکومت حیا کن دانشگاه رو رها کن»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «شکنجه دانشجو، محکوم است محکوم است»، «حکومت زور نمیخوایم، پلیس مزدور نمیخوایم»، «دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد»، «محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد» و… (همراه با گزارش تصویری) | |
Mon / 08 10 2007 / 12:39
دوشنبه، ۱۶ مهر ۱۳۸۶
خبرنامه امیرکبیر: نیروهای امنیتی از ساعات اولیه صبح امروز در اطراف، مقابل دربها و داخل دانشگاه تهران حضور گسترده داشته و کوچکترین تحرکات را با دقت زیر نظر داشتند. مدیریت دانشگاه تهران به منظور کنترل هر چه بهتر فضای این دانشگاه در آستانه حضور رئیس جمهور، از نیروهای حراست و انتظامات دیگر دانشگاههای تهران درخواست کمک کرده بود. نیروهای حراست و انتظامات، محمداسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار، دو نفر از دانشجویان امیرکبیر، را پیش از آغاز مراسم از دانشگاه بیرون انداختند. از صبح نیز افراد ناشناس زیادی در محوطه دانشگاه تهران قدم میزنند و داخل دانشگاه کارت دانشجویی افراد را چک میکنند. ساعت ۹:۳۰ امروز نیز افرادی که ظاهر بسیجی داشتند با اتوبوس به داخل دانشگاه آورده شده و مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، جایی که تالار علامه امینی، محل سخنرانی احمدی نژاد، در آن قرار دارد، پیاده شدند. در حالی که خبرنگاران ساعتی پیش وارد سالن محل سخنرانی شده بودند، بسیجیان از همان لحظه مقابل کتابخانه مرکزی تجمع کرده بودند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان از دانشگاههای مختلف شهر تهران به منظور شرکت در جلسه سخنرانی احمدی نژاد از صبح امروز به پردیس مرکزی دانشگاه تهران مراجعه کرده بودند. در حالی که بخشی از دانشجویان موفق شدند وارد دانشگاه شوند، بخشی دیگر نیز موفق به ورود به دانشگاه نشدند. انجمن سنتی دانشگاه تهران ابتدا تجمعی را مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ترتیب داده بود. برخی از دانشجویان حاضر در صحن دانشگاه با حضور در این تجمع خواستار شکل گیری تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، محل سخنرانی احمدی نژاد، شدند که این مسئله با مخالفت انجمن سنتی دانشگاه تهران مواجه شد. دانشجویان به صورت خودجوش از مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به سمت کتابخانه مرکزی حرکت کرده و در آن جا تجمع کردند. دانشجویان شعار میدادند «توپ تانک بسیجی، دیگر اثر ندارد»، «حکومت حیا کن دانشگاه رو رها کن»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «شکنجه دانشجو، محکوم است محکوم است»، «حکومت زور نمیخوایم، پلیس مزدور نمیخوایم»، «دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد»، «محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد» و… .
تجمع ۵۰۰ نفری دانشجویان در محاصره نیروهای امنیتی و دانشجویان بسیجی قرار داشت. نیروهای امنیتی از طبقه بالای کتابخانه در حال فیلمبرداری از تجمع و درگیری دانشجویان بودند. تعداد معدودی از دانشجویان بسیجی با تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «مرگ بر انگلیس»، «ما بیداریم» و... بسیجیها شعار میدادند «مرگ بر آمریکا». بسیجیها همچنین با فرستادن صلوات و سینه زدن شعار «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست» را سر میدادند. بسیجیها چندین بار با دانشجویان که قصد ورود به کتابخانه را داشتند به شدت درگیر شدند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. در این درگیری لباسهای چند نفر از دانشجویان پاره شد و دانشجویان جراحاتی برداشتند. چند نفر از دانشجویان بعد از تجمع به بیمارستان مراجعه کردند. اعضای انجمن سنتی دانشگاه تهران سپس تریبون خود را به مقابل کتابخانه مرکزی انتقال دادند و در آن جا اقدام به برگزاری تریبون آزاد کردند. در این تریبون ابتدا انجمن سنتی اقدام به قرائت بیانیه خود به مناسبت آغاز سال تحصیلی نمودند.
یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران در این تریبون گفت: «آقای احمدی نژاد که در دانشگاه کلمبیا ادعا کرده در دانشگاههای ما آزادی وجود دارد باید دوستان ما را از زندان آزاد کند. رئیس جمهور باید پاسخگوی این دروغگویی خود باشد. آقای احمدی نژاد شما باید دانشجویان و اساتید ما را بر سر کلاسهای درس بازگردانید. اساتید ما به اتهام توهین به مقدسات از دانشگاه اخراج میشوند، آقای احمدی نژاد شما جزء مقدسات نیستید.» یکی دیگر از اعضای انجمن سنتی دانشگاه تهران در این تریبون گفت: «سه دوست پلی تکنیکی در بند ما باید آزاد بشوند. دانشجو نباید در زندان باشد. ما به صورت مسالمت آمیز میخواهیم از رئیس جمهور سوال بپرسیم، ما حق داریم از احمدی نژاد سوال بپرسیم.» اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران در ادامه، سخنانی در تایید جمهوری اسلامی و مسالمت آمیز بودن تجمع ایراد کرد که مورد اعتراض عموم دانشجویان قرار گرفت.
در ادامه مجید شیخ پور، از دانشجویان شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر در مدت بازداشت در بند 209، طی سخنانی گفت: «من برای دانشجویان دانشگاه تهران متاسفم که با ۳۰ هزار دانشجو نتوانستند یک تریبون آبرومند برگزار کنند. چیزی که به ما داده شده یک بوق است نه سیستم صوتی. شیخ پور همچنین گفت از نظر ما برگزار کنندگان این تریبون(اعضای انجمن سنتی)، خود منتسب حاکمیت هستند و نه نمایندگان دانشجویان.» اعضای انجمن اسلامی سنتی دانشگاه تهران در پاسخ به این اظهارات این دانشجوی دانشگاه امیرکبیر با ضرب و شتم مجید شیخ پور او را پایین کشیدند و میکروفون را از دستش گرفتند. در ادامه تریبون محسن سیدین از اعضای قدیمی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر گفت: «من به نمایندگی از دانشجویان پلی تکنیک میگویم ما علیرغم تمام اختلاف نظرهایی که داریم امروز برای یک هدف اینجا جمع شدیم و آن هم افشاگری علیه دولتی است که خائن به منافع ملی است. احمدی نژاد سال گذشته به پلی تکنیک رفت که در آستانه انتخابات شوراها محبوبیت خودساختهآی را نمایش بگذارد و شوی تبلیغاتی پر کند که دانشجویان امیرکبیر او را مفتضح کردند. من میخواهم وضعیت سه دانشجوی مظلوم پلی تکنیک که الان بیش از 4 ماه است که به جرم ناکرده در زندان به سر میبرند و تحت شدیدترین شکنجههای جسمی و روحی قرار گرفتهاند و الان فریادرسی ندارند. مسئولین کشور اعم از سخنگوی قوه قضاییه، رئیس دادگستری فقط در مقابل اجحافی که در حق دانشجویان شده سر تکان دادند و ابراز تاسف کردند ولی هیچ کدام هیچ کاری برای آزادی آنها انجام ندادند. افراد به اتهام جاسوسی، تجاوز به آبهای ایران و... از زندان آزاد شدند و با هدایا به کشور خودشان رفتند. احمدی نژاد باید پاسخ دهد چرا سه دانشجوی امیرکبیر که به خاطر اعتراض و انتقاد به او دارند تاوان میدهند از زندان آزاد نمیشوند؟! آیا گناه آنها از کسانی که به قول خودتان جاسوس و متجاوزند سنگین تر است؟!» دانشجویان شعار میدادند: «مرگ بر این دولت مردم فریب».
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه تریبون رشید اسماعیلی، یکی از دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه علامه، طی سخنانی گفت: «دکتر سمتی، دکتر شاهنده، دکتر بشیریه و... هیچ گناهی جز استقلال ندارند. آقای احمدی نژاد گفته از شنیدن نام دموکراسی حالش به هم میخورد، من سوالم این است آیا از شنیدن نام حقوق بشر هم حالش به هم میخورد؟! ما امروز باید حرفها و نظرات یکدیگر را تحمل کنیم. من از برخوردی که اعضای انجمن سنتی با دوستان ما داشتند، واقعا متاسفم.» دانشجویان تجمع کنندگان شعار میدادند: «دانشجو، دانشجو، اتحاد اتحاد». مجید شیخ پور بار دیگر به بالای تریبون آمد و سخنان قطع شده خود را ادامه داد. شیخ پور گفت: «دفتر تحکیم وحدت دو نوبت به آقای احمدی نژاد نامه نوشته، سوالاتی را مطرح کرده، ولی هیچ یک از عموم دانشجویان را اجازه ندادند به داخل سالن سخنرانی برود و سوالات دانشجویان را مطرح کند. فقط بسیجیهای حامی خودشان را با دعوتنامه میبرند داخل. در تابستان امسال 21 نفر از جامعه دانشگاهی دستگیر شدند، ۴۳ تشکل دانشجویی لغو مجوز شده است، احمدی نژاد باید پاسخ بدهد وقتی در دانشگاه کلمبیا میگوید دانشگاههای ایران آزاد است، این حرف را بر اساس چه مدارکی و چه دلایلی میزند. احمدی نژاد به پلی تکنیک آمد. دانشجویان پلی تکنیک اجازه ندادند حتی دوربین صداوسیما تصاویر دلخواهش را از آن مراسم بگیرد. ما میخواهیم فقط یک نفر از این جمعیت در سالن حضور پیدا کند و سوالات ما را از رئیس جمهور بپرسد.»
در ادامه این برنامه دانشجویان راهپیمایی به سمت درب ۱۶ آذر انجام دادند و در آن جا تجمع کردند. در پی این حرکت نیروی انتظامی بلافاصله گارد ضد شورش مقابل درب دانشگاه مستقر کرد. سپس دانشجویان مطلع شدند اتومبیل حامل احمدی نژاد در حال خروج از دانشگاه است. دانشجویان به سرعت به سمت سردر اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند. در حالی که دانشجویان مقابل سردر اصلی تجمع کرده بودند، گفته شد اتومبیلهای حامل تیم همراه رئیس جمهور تغییر مسیر داده و از درب دیگری از دانشگاه خارج شد. نیروی انتظامی در انتها با استفاده از اسپری فلفل و گاز اشک آور سعی کرد دانشجویان را متفرق کند.
+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت
14:33 |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
نامه سرگشادهی دفتر تحکیم وحدت به احمدینژاد
در دو سال زمامداری جنابعالی ۵۵۰ تن از فعالان دانشجویی راهی کمیتههای انضباطی شدند، ۴۳ نهاد دانشجویی تعطیل گشت، بیش از ۱۳۰ نشریه دانشجویی توقیف گردید، بیش از ۷۰ تن از اعضا این اتحادیه دستگیر گشتند و ۱۰۰ تن از اساتید برجسته کشور به اجبار بازنشسته گشتند یا به ترفندهایی به ظاهرقانونی اخراج گشتند . | |
Sun / 07 10 2007 / 10:26
خبرنامه امیرکبیر: در حالی که طبق برنامه از پیش اعلام شده در خبرگزاری های رسمی کشور قرار است محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران، به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید روز دوشنبه ۱۶ مهرماه در دانشگاه تهران حضور یافته و در جمع دانشجویان سخنرانی کند، شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور(دفتر تحکیم وحدت) امروز دومین نامه سرگشاده خود را، طی یک هفته اخیر، به احمدی نژاد منتشر کرده است. دفتر تحکیم وحدت در این نامه ضمن درخواست برای حضور اعضای این اتحادیه در سالن سخنرانی، به نمایندگی از جامعه دانشگاهی کشور پیشاپیش اقدام به طرح ۲۰ سوال از رئیس جمهور نموده است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر احمدی نژاد قرار بود هفته گذشته در دانشگاه تهران حضور یابد اما پس از انتشار نامه دفتر تحکیم به وی و اعلام آمادگی این تشکل دانشجویی برای حضور در دانشگاه تهران جهت شرکت در جلسه سخنرانی رئیس جمهور، به صورت غیرمنتظره ای اعلام شد این سخنرانی به تعویق افتاده است. محورهای اصلی ۲۰ سوال دفتر تحکیم وحدت از احمدی نژاد به این شرح است: «بازداشت و شکنجه انتقام جویانه دانشجویان پلی تکنیک»، «ستاره دار کردن دانشجویان و محروم کردن آن ها از تحصیل»، «اعمال تبعیض جنسیتی در پذیرش دانشجو»، «کاهش بودجه دانشگاه ها»، «برخورد سنگین دولت نهم با دانشجویان فعال و تشکل های دانشجویی منتقد دولت»، «بازنشسته کردن اجباری و اخراج اساتید و استخدام اساتید همسو با دولت»، «فشار شدید دولت بر اقشار کم درآمد مانند کارگران و معلمان»، «تعطیلی و فشار مستمر بر رسانه ها و مطبوعات»، «تهدید و تحدید احزاب منتقد دولت و پلمب دفتر سازمان دانش آموختگان ایران»، «دستگیری و صدور احکام سنگین برای فعالین زن و تلاش برای اعمال تبعیض های مضاعف بر زنان»، «فساد فراگیر در نهادها و ارگان های دولتی»، «چگونگی هزینه کردن بودجه کشور»، «رکود اقتصادی و رشد فقر در جامعه»، «رشد سرسام آور قیمت مسکن»، «پرداختن بی مورد به بحث هولوکاست»، «سیاست های دولت در پرونده هسته ای»، «بذل و بخشش از کیسه ملت در کشورهای آمریکا لاتین»، «انفعال و باج دهی مداوم و بی ثمر دولت به روسیه و چین»، «بحران آفرینی در پی دستگیری ملوانان انگلیسی» و «تناقض میان عملکرد و رفتار رئیس جمهور با گفتار و شعارهایش».
متن کامل دومین نامه سرگشاده دفتر تحکیم وحدت به محمود احمدی نژاد به شرح زیر است:
نامه سرگشاده شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به رئیس دولت نهم
جناب آقای احمدی نژاد
با سلام
هر چند سلام قبلی ما برخلاف فرهنگ ایرانی – اسلامیان پاسخ نداشت اما باز هم سلام مینماییم چون که تنها راه رسیدن به توسعه و دموکراسی را مدارا میدانیم لذا لازم میدانیم حتی به رئیس دولت نابردبار و ستیزه جوی نهم نیز سلام کنیم هرچند وی به سلامان پاسخ نداده باشد. و برای پاسخ ندادن به سوالات مان مراسم حضورش را در دانشگاه لغو کرده باشد تا بتواند در فرصتی بهتر و با هماهنگی از پیش تعیین شده که با هدف ممانعت از ورود منتقدان به مراسم صورت گرفته است، به دانشگاه بیاید.
آقای احمدی نژاد مطلع شدیم دوباره قرار است به دانشگاه بیایید در حالی که درخواستمان – طرح سوال ازسوی حتی یک نفراز اعضا شورای مرکزی این اتحادیه در جمع میهمانان گلچین شدهای که قرار است فردا به دانشگاه بیایند - بی پاسخ مانده است.
هر چند از دعوت رئیس جمهور امریکا به ایران برای سخنرانی و اصولا هر گفتگویی با کشورهای جهان استقبال میکنیم و آن را در جهت کاهش خطر جنگ مفید میدانیم اما برایمان جای سوال است که چه طور رئیس جمهور آمریکا میتواند به دانشگاههای ایران بیاید اما اساتید و دانشجوان منتقد حق اظهار نظر در دانشگاهها را ندارند؟ صدها درخواست صدور مجوز سخنرانی که در شورای فرهنگی دانشگاهها بایگانی شده است گواه ادعای ماست. چه استدلالی میتواند وجود داشته باشد که بوش میتواند در دانشگاه ما سخنرانی کند اما روشنفکران داخلی نه؟ چه توجیهی میتواند وجود داشته باشد که ملوانان انگلیسی که متجاوز میخواندی آزاد شوند اما اساتید و دانشجویان و کارگران و معلمان و روزنامه نگاران برای یک انتقاد ساده مجازات شوند؟
آقای احمدی نژاد از آنجا که مسئولان در تلاشند تا به هر نحو ممکن از ورود ما به سالن و حتی برگزاری مراسمی در حاشیه آن جلوگیری نمایند و نهادهای امنیتی تماسهای متعددی را با دانشجویان جهت جلوگیری از حضور آنها حتی در دانشگاه تهران در روز برگزاری مراسم برقرار نمودهاند بنابراین از هم اکنون برخی از سوالاتمان را مطرح مینماییم به این امید که پاسخ آن را خودمان در سالن برگزاری مراسم بشنویم و مابقی سوالاتمان را در سالن طرح نماییم .
دانشگاهیان
۱- سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر به نامهای احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان که از اعضای این اتحادیه نیز میباشند، به اتهام انتشار نشریاتی جعلی بیش از 5 ماه است که درزندان به سر میبرند. بسیاری معتقدند انتشار نشریات جعلی توسط حامیان شما و برای انتقام گیری ازدانشجویان بوده است. در جلسه اخیر دادگاه این سه دانشجو موضوع انتقاد به جنابعالی در دانشگاه امیر کبیر مطرح شده است. با این وجود چه طور در دانشگاه کلمبیا ادعا نمودید که با دانشجویانی که در دانشگاه امیر کبیر به شما انتقاد نمودند برخوردی صورت نگرفته است؟
۲- از آغاز به کار دولت نهم روند ستاره دار گشتن فعالین دانشجویی آغاز شد و دانشجویان ستاره دار از تحصیل محروم شدند. در سال جاری نیزاین امر به اقلیتهای قومی و مذهبی و معلمین شرکت کننده در آزمون دانشگاهها تسری یافت. به راستی بر اساس کدام یک از موازین حقوقی، اخلاقی و انسانی دانشجویان و سایر منتقدین واقلیتها توسط سازمانها و نهادهای تحت امر شما از ادامه تحصیل محروم میشوند؟
۳- در کنکوراسراسری امسال تبعیض جنسیتی اعمال گردید و گروهی از دختران با وجود داشتن رتبهای بهتر از پسران نتوانستند به دانشگاه راه یابند یا در دانشگاههای دور افتاده پذیرفته شدند. در مراجعات حضوری معترضان ابن امر توسط سازمان ذیربط (سازمان سنجش آموزش کشور) تایید گردید. اعمال تبعیض جنسیتی بر اساس کدام مستند حقوقی صورت میگیرد و اساسا این موضوع میتواند معنایی جز نقض آشکار حقوق زنان چه میتواند باشد؟
۴- امسال با وجود افزایش ۲۵ درصدی دانشجویان- حتی بدون در نظر گرفتن تورم سالانه- بودجه جاری دانشگاههای کشور- بنا به گفته مسئولین وزارت علوم- کاهش یافت در نتیجه شاهد کاهش شدید امکانات رفاهی و آموزشی در دانشگاههای کشور هستیم. چرا و با چه منطقی با وجود افزایش شدید درآمدهای دولت باید شاهد کاهش بودجه در دانشگاهها باشیم؟
۵- در دو سال زمامداری جنابعالی ۵۵۰ تن از فعالان دانشجویی راهی کمیتههای انضباطی شدند، ۴۳ نهاد دانشجویی تعطیل گشت، بیش از ۱۳۰ نشریه دانشجویی توقیف گردید و بیش از ۷۰ تن از اعضا این اتحادیه دستگیر گشتند و گناه تمامی این افراد و تشکلها و نشریات انتقاد به بی تدبیریهای و سوء مدیریتهای مسئولین دولت نهم بود. تقریبا در هیچیک دانشگاه کشور تشکلی منتقد دولت وجود ندارد. تمامی نهادهایی از این دست یا دچار تعلیق و انحلال گشتهاند و یا در معرض آن هستند،به راستی آزادی بیان در نظر شما چه مفهومی دارد و و تبلور این آزادی بیان در کجاست که در دانشگاه کلمبیا وضعیت ایران را در زمینه آزادی بیان بی نظیر میدانید؟
۶- در دوران دولت جنابعالی بیش از ۱۰۰ تن از اساتید برجسته کشور به اجبار بازنشسته گشتند یا به ترفندهایی به ظاهرقانونی اخراج گشتند . برای اولین بار در تاریخ آموزش عالی شخصی بدون مدرک دانشگاهی به ریاست دانشگاه برگزیده شد و در استخدام اساتید میزان وفاداری به جناح حامی دولت به ملاکی تعیین کننده بدل گشت. به راستی در حالی که به گواه قاطبه کارشناسان دانشگاههای ایران از کمبود استاد رنج میبرند و دانشگاههای ایران در میان ۲۰۰۰ دانشگاه برتر جهان جایی ندارند، چنین رفتاری با اساتید میشود؟
حقوق بشر وآزادی بیان
۷- آرشیو خبرگزاریهای رسمی و دولتی نشان میدهد در دوسال ریاست شما، کارگران و معلمان بسیاری تنها به دلیل طلب کردن حق صنفی خود و اندکی افزایش حقوق به زندان افتادند واز کار بیکار شدند. لطفا پاسخ دهید حمایت شما از اقشار محروم کم درآمد جامعه در چه زمانی و چگونه قرار است محقق شود؟
۸- مطبوعات وخبرگزاریهای گوناگونی با شکایت هیات دولت تعطیل و توقیف شدند. خبرگزاری کار ایران – ایلنا- با شکایت وزارت علوم و وزارت کار فیلتر شد ، سایت بازتاب با شکایت دولت توقیف گشت، روزنامههای شرق، هم میهن دارای شاکیانی دولتی بودند و توقیف شدند ،روزنامههای اعتماد و اعتماد ملی نیز دارای شاکیانی دولتی هستند. خبرنگارانی که در حوزه حقوق بشر، دانشجویی، اقوام و زنان مطلب مینویسند با فشارهای نهادهای متعدد امنیتی مواجه میشوند و وزارت ارشاد و اطلاعات فشاری خردکننده را بر مدیران رسانهها وارد مینماید تا از انعکاس واقعیات خودداری نمایند. بنا به توصیه شورای عالی امنیت ملی، مطبوعات کشور از پرداختن به موضوعات مختلفی منع میشوند. روزنامه ایران به بولتن دولت تبدیل گشته اشت و مدیران خبرگزاری دانشجویان ایران – ایسنا- با فشاری مضاعف جهت سرپوش گذاشتن بر برخوردهای غیر قانونی صورت گرفته با دانشجویان مواجه شدهاند. دلیل این همه فشار و سرکوب مطبوعات و خبرگزاریها چیست و تا به کجا مقرر است که ادامه پیدا کند؟
۹- احزاب سیاسی منتقد کشور در دوران جنابعالی با بیشترین هجمهها روبرو گشتند. دفتر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحیکم وحدت) در یورشی مسلحانه پلمپ شد، پیگیریهای مکرر اعضای آن نیز مؤثر واقع نگشته و هیچ استناد قانونی نیز ارائه نمیشود. یارانه احزاب قطع گردیده و وزارت ارشاد از دادن مجوز نشریه به احزاب اصلاح طلب از جمله جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی خودداری میورزد. در حالی که در جوامع امروزی همگان احزاب را به عنوان یکی از ارکان دموکراسی پذیرفتهاند. از شما میخواهیم روشن کنید دموکراسی تهوع آور که چندی پیش عنوان کرده بودید چیست و تبیین کنید چه تفاوتی با دموکراسی که در آمریکا از آن دفاع کردید دارد. اصولا در نگاه شما دموکراسی بدون احزاب مستقل و پویا دست یافتنی است؟
۱۰- صرف نظر از اعمال تبعیض جنسیتی بر علیه دختران شرکت کننده در کنکور سراسری، در حالیکه بیش از نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل میدهند، دولت نهم با ارائه لایحهای برای تدوین حقوق خانواده آشکارا حقوق زنان را نادیده گرفته است. این اقدام در حالی صورت گرفت که فعالین در عرصه حقوق زنان که مسائلی مانند دیه برابر ، ارث برابر و مخالفت با تعدد زوجات را پیگری مینمایند به بدترین وجهی مجازات شده و روانه زندان میشوند. حال سوال ما اینست این برخورد خصمانه با فعالین زن از یکسو و ارائه چنین لایحهای که با مخالفت مجلس نیز همراه است از سوی دیگر، غیر ازنگاه کج اندیشانه به حقوق زنان چه معنایی میتواند داشته باشد؟
وضعیت اقتصادی :
۱۱- شما با دو شعار آوردن پول نفت بر سر سفره مردم و مبارزه با تبعیض و فساد در انتخابات شرکت کردید. اما در دو سال گذشته طبق اعلام مراجع معتبر فساد درمیان مسئولین ایرانی افزایش یافته است و ایران سقوطی ۱۵ پلهای را در امر فساد تجربه کرده است. وضعیت معیشتی مردم نیز که اظهر من اشمس است . مشتاقیم بدانیم در حالی که کمتر از دو سال به پایان ریاست شما باقی مانده وعدههای انتخاباتی شما در چه زمان محقق خواهد شد؟
۱۲- در حالی که درآمدهای نفتی کشور به واسطه افزایش قیمت نفت - که ارتباطی با سیاستهای شما نیز دارد- در دو سال اخیر تقریبا با درآمدهای ۸ ساله دوران آقای خاتمی یا ۸ سال آقایهاشمی رفسنجانی برابر است، با گزارشی کمی و نه کیفی بگویید این در آمدها چگونه صرف شده است؟ چند طرح عمرانی آغاز گشته و چند پروژه زیر بنایی به سر انجام رسیده است؟
۱۳- در نتیجه سیاستهای غلط دولت با وجود این درآمد کلان نفتی رشد اقتصادی کشور ۲ درصد کمتر از برنامه چهارم توسعه بوده است که در یک افق پنج ساله معنای آن ضرری ۷۰ هزار میلیارد تومانی است، یعنی هر ایرانی تقریبا از درآمدی برابر با یک میلیون تومان محروم گشته است. آیا میدانید برخی از این مردم از تامین حداقلهای معیشتی خود نیز عاجزند و درآمد یک میلیون تومانی را در رویاهای شان نیز تصور نمیکنند و سود سهام عدالت که آن همه بر روی تبلیغات نمودید بسیار کمتر از این مقدار است؟ این در حالی است که تنها با سیصد میلیارد تومان کل کسر بودجه دانشگاههای کشور تامین میشود.
۱۴- در نتیجه سیاستهای غلط دولت در بخش مسکن تورمی شدید را شاهد بودیم که به گفته مسئولین دولت نهم نتیجه سیاستهای غلط دولت بوده است .در نتیجه این سیاستها کار به جایی رسید که مسئولین اعلام مینمایند مردم در شهرهای بزرگ فکر مسکن دار شدن نباشند. آیا میدایند مشکل بسیاری از جوانان در زمینه ازدواج مسکن است؟
آیا میدانید در نتیجه این سیاستهای غلط مشکل مسکن امروز بزرگترین معضل گریبانگیر مردم است؟ شاید مسکن نیز در محله شما ارزان است؟
سیاست خارجی:
هرچند سیاست خارجی کشور نتیجه تاثیرات مراکز مختلف قدرت در ایران است، اما نقش دولت را در این میان نمیتوان انکار نمود به خصوص سخنان نسنجیده و بیتدبیرانه شما هزینهای گزافی برای کشور به همراه داشته است.
۱۵- در حالی که کشتار یهیودیان در جنگ جهانی دوم واقعیتی تلخ و انکارناپذیر است چرا شما تا این حد به این مساله میپردازید؟ آیا هولوکاست مهمترین معضل فراروی بشریت است؟ به فرض که هدف شما دفاع از مردم فلسطین است، آیا زیر سؤال بردن هولوکاست گرهی از مشکلات فلسطینیان حل میکند؟
۱۶- سخنان جنجال برانگیز در مورد سیاست هستهای که حتی مورد انتقاد همفکران شما نیز قرار گرفته است که گاه در تعارض با مواضع رسمی حاکمیت است و رسد کنندگان دیپلماسی کشور را دچار سردرگمی میکند با چه نیتی عنوان میشود؟ آیا غیر از این است که این سخنان تحریک برانگیز و نسنجیده نقشی اساسی در ارجاع پرونده ایران به سازمان ملل ایفا کرده است؟
۱۷- سفرهای مدام به کشورهای آمریکای جنوبی و بذل و بخشش بی حساب به مردم آن کشورها از چه محلی و با چه هدفی صورت میپذیرد و چه دستاوردی برای کشور داشته است؟
۱۸- علت سکوت در برابر باج خواهیهای چین و روسیه و دادن امتیازات فراوان اقتصادی به آنها چیست؟ آیا غیر از این است که سیاستهای غلط شما در این مورد تنها منابع کشور را از بین میبرد و در نهایت نیز هر دو کشور به قطعنامههای برضد ایران رای مثبت میدهند؟ همچنین دلیل فروش گاز به هند و پاکستان کمتر از حداقل قیمت موجود چیست؟
۱۹- علت بازداشت و هزاران موضع گیری بر علیه ملوانان انگلیسی و آزادی یک دفعه آنان چه بود و چرا این امر به فاصله کوتاهی پس از تهدید نخست وزیر انگلیس صورت پذیرفت؟
۲۰- اما سوال آخر اینکه در دانشگاه کلمبیا و سایر سخنرانیها و مصاحبههای خارجی تان سخنانی را بیان نمودید که آشکارا با اهداف و رفتار و موضع گیریهای شما در تضاد بود. دلیل این تناقض در گفتار و رفتار چه میتواند باشد؟ غیر از این میتوان تصور کرد که اهداف و رفتار شما قابل دفاع نیست و بی شک پیامدهایی مخرب تر از آنچه تا کنون پیش آمده به دنبال خواهد داشت؟ اساسا از این تناقض رفتار و گفتار جز تحمیق مردم چه برداشتی میتوان کرد؟
آقای احمدی نژاد بار دیگر تکرار مینماییم:
براستی اگر تمام سوالات و انتقادات و اعتراضهایمان را پاسخی هست، اجازه دهید در میان آن همه میهمان گلچین شده که با خود به درون سالن خواهید آورد، تنها یک نفر از اعضا شورای مرکزی این اتحادیه فردا به داخل سالن راه یابد و سوالات خود را از رئیس دولت آزادترین کشور جهان! بپرسد.
ما فردا پاسختان را انتظار میکشیم. بی شک همگان به نظاره برخورد مردی با هموطنانش خواهند نشست که عالمیان را برای پرسشگری به کشور خود فرا میخواند. به خاطر داشته باشید که آیندگان خواهند نوشت وی با دانشجویان کشور خود چه کرد.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
۱۵مهر۱۳۸۶
+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت
14:29 |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید:
سخنان دکتر لی سی بولینگر ، رئیس دانشگاه کلمبیا
بیست و چهارم سپتامبر 2007
علاقمندم تا با تشکر از جان کوتسورز (John Coatsworth) و پروفسور ریچارد بولیت (Richard Bulliet)، بدلیل فعالیت آنها در برپایی این مراسم و نیز تعهد آنها به نقش مدرسه روابط عمومی و بین الملل و جایگاه آن در تربیت رهبران آینده در مسائل جهانی آغاز کنم. امروز اگر چیزی به اثبات برسد تنها اثبات این نکته خواهد بود که حجم عظیمی از کار در برابر تمامی ما وجود خواهد داشت. این تنها یکی از نشستهایی است که در سال جاری تحصیلی در مورد ایران خواهیم داشت و تمامی اینها به ما کمک خواهد کرد تا درک بهتری از این ملت بحرانی و پیچیده، در جغرافیای سیاسی امروز داشته باشیم.
قبل از گفتگوی مستقیم با رئیس جمهوری فعلی ایران ، من چند نکته مهم ضروری برای تاکید خواهم داشت.
اول، از سال 2003 (برنامه) فروم رهبران جهانی موجب پیشرفت سنت دیرینهای در دانشگاه کلمبیا شده که هدفش خدمت به عنوان نشستی عمده برای مباحث بزرگ و مفصل خصوصا در مسائل جهانی است. اما هرگز نباید تصور کرد که تنها گوش فرا دادن به ایدههایی که به هرگونهای موجب دلسوزی ما است به صورت غیر مستقیم به معنای تائید ما از آنها ،یا ضعف تصمیم گیری ما در مقاومت در برابر این اندیشهها و یا سادگی ما در مورد خطرات واقعی و ذاتی چنین ایدههایی است. این یک پیش فرض اساسی در مورد آزادی بیان است که ما با گشودن میدانی عمومی برای صدای آنها، بی عزتی را با عزت و شرافت ارج نمینهیم. در غیر اینصورت برگزاری مباحثی غنی ممکن نخواهد بود.
دوم، میخواهم به تمام کسانی که باور دارند این تجمع هرگز نمیبایست رخ دهد چرا که برگزاری چنین مراسمی در شان دانشگاه نیست، بگویم که روشن بینی شما را درک کرده و به علت مستدل بودنشان، بدان احترام میگذارم. نقطه توجه و منظور آزادی بیان میباید همواره به عنوان موضوعی برای مباحث آینده باشد. یکی از مشهورترین عبارات در مورد آزادی بیان این است که این هم یک تجربه است همانگونه که تمام زندگی تجربهای بیش نیست. به هر حال میخواهم موکدا بگویم که این درست ترین کار برای انجام است و براستی انجام آن نیز براساس درخواست تمامی معیارهای موجود برای آزادی بیان، دانشگاه آمریکا و نیز دانشگاه کلمبیا است .
سوم، به تمام کسانی که رنج و صدمه را به عنوان نتیجه برنامه امروز تجربه کردهاند، از طرف تمامی همکارانم میگویم که متاسفیم و آرزومندیم هر کاری که برای تخفیف آن میتوانیم انجام دهیم.
چهارم، روشن کردن این مطلب است که این مراسم ابدا ارتباطی با حقوق سخنران نداشته و تنها این حق ما برای شنیدن و سخن گفتن است. ما این را برای خودمان انجام میدهیم.
ما این کار را با توجه به سنت بزرگ صراحت و آزادی که این ملت دههها است آنرا تعریف کرده، انجام میدهیم. ما نیازمند دانستن جهانی هستیم که در آن زندگی میکنیم و نه نادیده گرفتن شکوه آن و یا شانه خالی کردن از تهدیدات و خطرات آن. این منطبق بر این نظریه است که باید دشمنانت را بشناسی، جسارت روحی و فکری برای مقابله با اهریمن را داشته باشی و خود را آماده کنی که با سرشتی درست عمل کنی. در این لحظه استدلالها برای آزادی بیان به نظر نمیرسد که با قدرت استدلالهای مخالف همپایی داشته باشد اما چیزی را که باید به خاطر داشته باشیم این است که دقیقا این آزادی بیان است که از ما درخواست میکند تا علیه انگیزههای طبیعی اما اغلب ویران کننده که ما را به عقب نشینی در مواجهه با ایدههایی سوق میدهد که از آنها وحشت داشته یا مورد علاقه ما نیستند، فوق العاده خویشتن دار باشیم. این اساس ایده آمریکایی برای آزادی بیان است.
نهایتا ما در دانشگاهها یک تفکر عمیق و تقریبا مصمم و بی تزویر در تعهد به پیگیری حقیقت را داریم. ما به اهرمهای قدرت دسترسی نداریم. جنگ و صلح به دست ما نیست. ما تنها اذهان را شکل میدهیم و برای این میباید آزادی کامل برای پرسش و کاووش را داشته باشیم.
اجازه دهید تا اکنون روی سخنم با آقای احمدی نژاد باشد:
سرکوب خشونت بار اساتید، روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر
در طی دو هفته گذشته، دولت شما دکتر هاله اسفندیاری و پرناز عظیما و نیز تنها دو روز قبل کیان تاجبخش فارغ التحصیل دکتری از دانشگاه کلمبیا در برنامه ریزی شهری را آزاد کرده است. در حالیکه اطلاع از آزادی آنها بر مبنای وثیقه موجب تسلی جامعه دانشگاهی شده اما دکتر تاجبخش هنوز درتهران و تحت نظر بوده و هنوز نمیداند که آیا به جرم دیگری متهم خواهد شد و یا اجازه دارد که از کشور خارج شود. این را برای ثبت در تاریخ میگویم که من امروز از رئیس جمهور درخواست میکنم که تضمین کند، کیان تاجبخش بتواند به دلخواه خود به خارج از ایران سفر کند. همچنین اجازه دهید تا این نکته را نیز گزارش کنم که ما پیشنهادی را به دکتر تاجبخش تقدیم میکنیم تا به عنوان استاد میهمان در برنامه ریزی شهری به دانشکده ما بپیوندند و امیدواریم که در ترم آینده قادر خواهند بود به ما ملحق شوند.
دستگیری و زندانی کردن این آمریکاییهای ایرانی تبار بدون هیچ دلیلی نه تنها وجاهتی نداشته بلکه کاملا مغایر با ارزشهایی است که امروز به سخنران اجازه حضور در این جمع را میدهد.
اما حداقل آنها زنده هستند.
به گزارش عفو بینالملل در سال جاری تاکنون 210 نفر در ایران اعدام شدهاند که تنها 21 مورد از آنها در صبح پنجم سپتامبر بوده است. در کل بصورت سالیانه این لیست دو کودک را شامل میشود. دلیل دیگر، گزارش دیده بان حقوق بشر است که ذکر میکند ایران در صدر اعدام خردسالان در جهان قرار دارد.
بیشتر از این هم وجود دارد.
ایران در طی جولای و آگوست گذشته در حدود سی نفر را در ادامه سرکوبهای گسترده گزارش شده به جرم تلاش برای ایجاد یک جامعه دمکراتیک تر و بازتر به طناب دار آویخته است. بسیاری از این اعدامها در ملا عام انجام گرفته که نقض پیمان بین المللی حقوق سیاسی و مدنی است که ایران هم یکی از طرفهای امضا کننده آن است.
چنین اعدامهایی همزمان با سرکوب وسیع فعالان دانشجویی و دانشگاهی به اتهام تحریک برای یک انقلاب به اصطلاح مخملی بوده است.این شامل زندانی کردن و بازنشستگی اجباری اساتید نیز بوده است. همچنانکه دکتر اسفندیاری در یک مصاحبه سراسری پس از رهایی اظهار کرده، وی در یک سلول انفرادی به مدت 105 روز زندانی بود چرا که دولت ایران اعتقاد داشته ایالات متحده در حال برنامه ریزی برای یک انقلاب مخملی در ایران میباشد.
سال گذشته در همین مکان ما چیزهایی در مورد انقلاب مخملی از واسلاوهاول آموختیم. احتمالا چنین چیزی را از سخنران امشب نشست رهبران، رئیس جمهور شیلی، میخائیل باچلت جریا (Michelle Bachelet Jeria) نیز خواهیم شنید. داستانهای فوق العاده این دو به ما یادآوری میکنند که هنوز زندانهای کافی برای جلوگیری از کل جامعهای که خواهان رسیدن به آزادی هستند وجود ندارد.
ما در این دانشگاه کمترین خجالتی در اعتراض و به چالش کشیدن کوتاهیهای دولت خودمان برای زندگی بر اساس این ارزشها را نداشته ایم و قطعا شرمی در انتقاد از کوتاهیهای شما نیز نخواهیم داشت.
پس اجازه دهید تا در همین ابتدا روشن کنیم که آقای رئیس جمهور، شما نمایش تمامی نشانههای یک دیکتاتور کوچک و ستمکار هستید.
پس من از شما میپرسم:
چرا زنان، اعضای فرقه بهائیت، همجنسگرایان و بسیاری از دانشگاهیان در کشور شما هدف آزار و اذیت قرار گرفته اند؟
چرا در نامه هفته گذشته به دبیرکل سازمان ملل، اکبر گنجی یکی از مخالفان سیاسی برجسته دولت ایران و بیش از 300 تن از روشنفکران، نویسندگان و دریافت کنندگان نوبل نگرانی عمیق خود را اعلام کردهاند که مناقشه شما با غرب توجه جهان به شرایط غیر قابل تحملی که رژیم شما در داخل ایران خلق کرده را منحرف کرده است. خصوصا، استفاده از قانون مطبوعات برای ممنوع کردن نویسندگان در انتقاد از سیستم حاکم.
چرا شما از ابراز عقیده شهروندان ایرانی در باب تغییر هراس دارید؟
در کشور ما، مطبوعات ما با شما مصاحبه میکنند و از شما در خواست میشود تا در اینجا سخن بگوئید. و اندکی قبل همکار من در مدرسه حقوق، مایکل دورف در مصاحبه با رادیو اروپای آزاد در سخن با مخاطبان ایرانی از اصول مسلم آزادی بیان در این کشور سخن میگوید، من پیشنهاد میکنم که از این هم فراتر برویم. اجازه دهید تا به همان میزان آزادی که آمروز ما به شما دادهایم، من در راس هیئتی از دانشجویان و اعضای دانشگاه کلمبیا در دانشگاه شما در مورد آزادی بیان سخن بگوئیم. آیا این کار را خواهید کرد؟
انکار و نفی هولوکوست
در دسامبر سال 2005 در یک پخش تلویزیون دولتی، شما هولوکوست را به عنوان یک افسانه ساختگی توصیف کردید. یک سال بعد کنفرانسی را از نافیان هولوکاست برگزار کردید.
برای بیسوادان و جاهلان این یک تبلیغات خطرناک است و زمانیکه شما به مکانی مانند اینجا بیائید، بصورت ساده از شما فردی مسخره خواهد ساخت. شما یا بصورت بی پروا و گستاخ تحریک کننده هستید و یا بصورت محیرانهای بیسواد.
باید بدانید که کلمبیا یک مرکز جهانی برای مطالعات در مورد یهودیان بوده و اکنون نیز در مشارکت با انستیتو YIVO در مورد مطالعات هولوکوست. از دهه 1930 ما مکانی روشنفکرانه برای خیل بیشماری از آوارگان و بازماندگان هولوکوست، فرزندان و نوادگان آنها ایجاد کرده ایم. واقعیت این است که هولوکوست مستندترین واقعه در تاریخ بشری است. به همین دلیل و نیز بسیاری دلایل دیگر اظهارات نامعقولانه شما برای مناظره در مورد هولوکوست، هم به چالش طلبیدن حقیقتی تاریخی است و هم تداوم ترس تمامی ما از ظرفیت بشریت برای اعمال شریرانه را به همراه دارد.
آیا این خشم و هتک حرمت را متوقف خواهید کرد؟
نابودی اسرائیل
دوازده روز قبل، شما گفتید که دولت اسرائیل نمیتواند به حیات خود ادامه دهد. این انعکاسی از شماری اظهارات آتش افروزانه شما است که در طی دو سال قبل بیان کرده اید، شامل اکتبر 2005 ، که گفتید دولت اسرائیل میباید از صفحه جغرافیا حذف شود.
دانشگاه کلمبیا بیش از 800 فارغ التحصیل دارد که اکنون در اسرائیل زندگی میکنند. به عنوان یک انستیتو ما علائق عمیقی با همکاران خود در آنجا داریم. من شخصا به صراحت و با واژگانی موکد، مخالفت خود را با پیشنهادات در مورد تحریم دانشگاهها و اساتید اسرائیل اعلام کرده ام و گفته ام که چنین تحریمهایی ممکن است شامل کلمبیا نیز بشود. بیش از 400 همکار و روسای دانشگاه در این کشور به این بیانیه پیوستهاند. سوال من این است: آیا شما طرحی برای محو اسرائیل از صفحه جغرافیا دارید؟
تامین مالی تروریسم
براساس گزارش شورای روابط خارجی، بصورت کاملا مستند اعلام شده که ایران، دولتی حامی تروریسم بوده و حامی مالی گروههای خشونت طلبی مانند حزب الله لبنان (که ایران در سازمان دهی آن در دهه 1980 کمک کرده)، حماس و جهاد اسلامی در فلسطین است.
در حالیکه دولت قبل از شما در تامین اطلاعات برای ایالات متحده سودمند و قابل استفاده بود و بهترین حامی در سال 2001 برای مبارزه با طالبان در افغانستان، اکنون دولت شما در حال تخریب سپاهیان آمریکا در عراق از طریق تامین ترانزیت امن برای رهبران شورشی مانند مقتدا صدر و نیروهایش است.
گزارشات متعددی وجود دارد که دولت شما را با تلاشهای سوریه برای بی ثباتی دولت تازه پای لبنان از طریق خشونت و ترور سیاسی مرتبط میکند.
سوال من این است: چرا شما از سازمانهای تروریستی که بهترین مستندات در مورد آنها وجود دارد حمایت میکنید تا به ضربه زدن به صلح و دمکراسی در خاورمیانه و نیز ویران کردن زندگی جوامع مدنی در منطقه ادامه دهند؟
جنگ وکالتی علیه نیروهای ایالات متحده در عراق
در یکی از جلسات توجیهی در برابر کلوب ملی مطبوعات در اوایل ماه جاری، ژنرال دیوید پتریوس گزارش کرد که تسلیحات تدارک شده از ایران شامل راکتهای 240 میلیمتری و ادوات انفجاری پرتابی در حملات پیجیدهای یافت شدهاند که با هیچ وسیلهای بدون کمک ایران ممکن نبوده است.
تعدادی از فارغ التحصیلان کلمبیا و نیز دانشجویان فعلی در میان اعضای شجاع ارتش ما حضور دارند و یا در افغانستان و عراق خدمت کردهاند. آنها همانند دیگر آمریکائیان با پسران، دختران، پدران و همسرانشان در حال خدمت به نبرد هستند و بدرستی دولت شما را به چشم دشمن نگاه میکنند.
میتوانید به ما بگوئید که چرا ایران در حال یک جنگ وکالتی در عراق از طریق تسلیح شبه نظامیان شیعه و کشتن سربازان ایالات متحده است؟
نهایتا، برنامه هستهای ایران و تحریمهای بین المللی
این هفته شورای امنیت سازمان ملل به علت استنکاف و سرپیچی دولت شما برای تعلیق غنی سازی اورانیوم، برای سومین بار در حال بررسی گسترش تحریمها است. شما با اظهار حق توسعه صلح آمیز قدرت هستهای به ستیزه خود با این ارگان جهانی ادامه میدهید اما چنین چیزی آنهم در حالیکه شما به صدور تهدیدات نظامی علیه همسایگان خود ادامه میدهید، مورد توجه نخواهدبود. هفته گذشته رئیس جمهور فرانسه، سرکوزی خاطرنشان کرد که از سیاست طفره روی شما بی صبر شده و حتی روسیه و چین هم ابراز نگرانی کردهاند.
چرا کشور شما به رد توافق با استانداردهای بین المللی برای بررسی تسلیحات هستهای ادامه میدهد، آنهم با بی اعتنایی به توافقاتی که شما با آژانس انرژی هستهای سازمان ملل کرده اید؟ و چرا این انتخاب را برای مردم کشور خود کرده اید که در برابر تاثیرات تحریمهای اقتصادی و غرق کردن جهان با یک ویرانی هستهای آسیب پذیر باشند؟
اجازه دهید تا با این توضیح به سخنانم پایان دهم. خیلی صریح و دوستانه، آقای رئیس جمهور من تردید دارم که شما جرات عقلانی برای پاسخ به این سوالات را داشته باشید. اما اجتناب و طفره شما فی النفسه برای ما با معنا خواهد بود. من انتظار دارم که شما گرایشات متعصبانه از خود نشان دهید که خود به اندازه کافی، توصیفی است از آنچه شما میگوئید و عمل میکنید. خوشبختانه توسط کارشناسان امور کشور شما به من گفته شده که (چنین رفتاری) تنها موجب تحلیل رفتن موقعیت شما در ایران و در میان تمام شهروندان آگاه و خوش قلب آنجا خواهد شد. سال گذشته بصورت متقن به من گفته شد که اظهارات نامعقول و خصمانه شما در این کشور (در نشست با اعضای شورای روابط خارجی) بقدری موجب شرمساری شهروندان ایرانی شد که نتیجه آن شکست حزب شما در انتخابات دسامبر شهرداریها بود. باشد که این نشست نیز همان تاثیر و یا بیشتر را داشته باشد.
من تنها یک استاد دانشگاه هستم کسی که رئیس دانشگاه نیز هست و امروز من سنگینی اشتیاق جهان متمدن مدرن را برای ابراز تنفر شان از آنچه که شما مظهر آن هستید را احساس میکنم . تنها آرزو میکنم که میتوانستم بهتر از این عمل کنم.
+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت
14:1 |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به دنباله بفرستید: