
با خواندن متن سخنرانی اعلمی در دانشگاه
تهران دیگر برایم جای تردیدی نمانده است که او سنگ بنای نوعی حرکت و جنبش
دامنه دار را پایه ریزی کرده است. او چه خود بداند چه نداند راه و روشی را
ترسیم کرده است که نهایتا به اصلاح حقیقی منجر خواهد شد. روش او تنها یک
راهکار سیاسی نیست که مبتنی بر شرایط زود گذر فعلی باشد به نظر من روش او
تا حد زیادی به تلقی او از هویت انسانی و مفهوم آزادی خواهی باز می گردد.
هنگامی که می گوید سر من برای کسی خم نمی شود این جمله گویا برای همه
تازگی دارد از بس که آزادی و آزادگی مفهوم مهجور و فراموش شده ای برای این
مردم است که دیگر وجود این نوع بینش و این نوع آزادی خواهی برای همه نا
آشناست. در حالیکه آرمان های آزادی خواهانه ی مشروطه خواهان به فراموشی
سپرده شده است او دارد راهکار جدیدی ارایه می کند که بر اراده مردم و
اختیار و آزادی آنان مبتنی است. دیگر به نظر من در برابر این سخنان کل
موضوع انتخابات در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد. تمام آنچه کسی مانند
موسوی می تواند طی چهار سال برای اصلاح امور انجام دهد به سختی خواهد
توانست با این یک سخنرانی اعلمی برابری کند. تمام تخریب ها و عوام فریبی
هایی که احمدی نژاد می توانست در طول چهار سال انجام دهد با همین یک
سخنرانی نقش بر آب خواهد شد. تمام آن افکار عقب مانده که صدا و سیما با
روشهای احمقانه اش می تواند در طول سی سال به مردم تلقین کند با این نوع
سخنان نابود خواهد شد. می دانید چرا؟ چون حرفهای او متکی بر حقیقت است و
ما همه محکوم به حقیقت خواهیم بود. مردم هرقدر هم تحت ظلم و ستم باشند و
هر قدر هم نا آگاه و بی خبر نگاه داشته شوند نغمه ی آزادی خواهی را می
شنوند و می شناسند زیرا با ذات آنها گره خورده است. تاریخ نشان داده است
که آوای آزادی خواهی به سختی شنیده می شود ولی به راحتی فراموش نخواهد شد.
این سخنرانی تا ابد مورد رجوع و اشاره همه آزادی خواهان حقیقی ایران خواهد
بود.
متن سخنرانی اکبراعلمی در دانشگاه تهران
با
وجود اینکه قبلا محل سخنرانی اکبر اعلمی در تالار ابن خلدون تعیین شده بود
،یکساعت قبل از برگزاری مراسم اعلام شد که تالار مذکور در حال تعمیر است و
به همین سبب پس از پیگیری های مستمر عاقبت مسئولان امر محل دیگری را برای
سخنرانی در نظر گرفتند که گنجایش دانشجویان حاضر را نداشت و در نتیجه
بسیاری از دانشجویان ناگزیر شدند که ایستاده در راهروی منتهی به سالن به سخنرانی اعلمی گوش فرادهند!
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که با دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در این دانشگاه حضور یافته بود ،در جمع دانشجویان اظهار
داشت ،نظر باینکه هر فردی كه در این كشور رئیس جمهور می شود ناگزیر در
پیشگاه قرآن به خداوند قادر متعال سوگند یاد می كند كه از قانون اساسی و
از حقوق ملت دفاع بکند لاجرم من هم سعی می كنم كه در چارچوب همین قانون
اساسی جمهوری اسلامی عرایضم را به سمع و نظر عزیران برسانم.
عضو
سابق کمیسیون امنیت ملی با اشاره باینکه 30 سال قبل نظامی طراحی شد كه
نقشه راه آن در قانون اساسی تبیین و تدوین شده است گفت ؛مختصات این نظام
در قالب 177 اصل مذكور در قانون اساسی موجود بیان شده است که البته بعد از
بازنگری هم دچار تغییراتی گردید. در مقدمه این قانون اساسی نوشته شده است
كه 95.5 درصد شرکت کنندگان در همه پرسی به این قانون رای دادند و در جای
دیگر هم اشاره شده است كه 98.2 درصد به نظام جمهوری اسلامی رای دادند.
اعلمی با بیان اینکه بنده هم به عنوان شاهد و ناظر آنروز شهادت می دهم كه
اكثریت مردم از این قانون اساسی و نظامی كه در آن وعده های آرمانی داده
شده بود استقبال كردند افزود قبل از اینكه وارد بحث اصلی بشوم مایلم
دوستان حاضر پاسخ دهند که اگر امروز در مورد همین قانون از شما نظرخواهی
بشود به عنوان افراد یك جامعه آماری کوچک نظر شما چیست. چند درصد رای می
دهید؟ در پی این پرسش اعلمی بعضی از دانشجویان پاسخ دادند 2 درصد.
نماینده
سابق مجلس شورای اسلامی گفت من در نقاط مختلف وقتی این سوال را مطرح می
كردم پاسخ مثبت بین 1 تا 5 درصد در نوسان بود که البته این رقم الزاما به
سایر نقاط و جوامع آماری قابل تعمیم نیست. اکنون این پرسش مطرح می شود که
چرا چنین وضعیتی به وجود آمده و استقبال از 2/98 در صد به عددی بسیار کمتر
تنزل یافته است؟ دو احتمال وجود دارد؛
نماینده
سابق تبریز افزود یا قانون اساسی 30 سال قبل و قانون اساسی كه بعد از سال
1367 بازنگری شده دیگر مورد تائید مردم نیست و یا اینکه قانون اساسی مورد
تایید مردم هست اما عملکرد مجریان قانون اساسی به گونه ای بوده است که
اسباب انحراف از قانون و در نتیجه نارضایتی نسل حاضر را پدید آورده است.
اعلمی با تاکید بر اینکه بنده به عنوان یك حقوق دادن و به عنوان فردی كه 8 سال قانون گذار بوده و در مجلس شورای اسلامی 8 سال عضو كمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بوده است مطمئن هستم علیرغم همه ضعف های موجود در قانون اساسی و علیرغم همه انتقاداتی كه نسبت به برخی از
اصول این قانون وجود دارد ،در صورتی که 177 اصل همین قانون اساسی به طور
كامل به اجرا درآید اگر از مردم نظرسنجی و نظرخواهی بشود قطعا بالای 50
درصد به آن رای خواهند داد درغیر اینصورت یقین دارم كه در شرایط كنونی با
توجه به رفتار هیات حاكمه و اركان قدرت در همه پرسی جدید كمتر از 50 درصد
به آن رای خواهند داد ادامه داد 30 سال
قبل واضعان قانون اساسی و مهندسین نظام جمهوری اسلامی با این انگیزه این
نظام را با مختصات مذكور در قانون اساسی طراحی كردند كه نظام مذکور علاوه
بر اینكه قادر به مقاومت در برابر زلزله هایسهمگین 10 ریشتری سیاسی ،اجتماعی فرهنگی
و اقتصادی باشد بلکه بتوانند خاستگاه نظام یعنی انقلاب اسلامی و آرمان های
آنرا به خارج از مرز های ایران هم صادر كنند ،اما متاسفانه به دلایلی كه
خدمتتان عرض خواهم كرد اکنون در شرایطی قرار گرفته ایم كه حتی رهبری نظام
اعلام می کنند كه ما در معرض تهاجم فرهنگی هستیم به عبارت دیگر انقلابی كه
قرار بود فرهنگ خودش را صادر بكند در درون نظام و در درون كشور گرفتار
نوعی رعشه سیاسی و مورد تهدید فرهنگ مهاجم واقع شده است!
نماینده
مجلس ششم پس از آنکه رفتار و عملكرد برخی از متولیان امر را علت پیش آمدن
شرایط فعلی كشور و قرار گرفتن در آستانه نوعی بحران عدم مشروعیت و عدم
مقولیت اعلام کرد ، سپس با
طرح این سوال که بدبینی نسبت به قانون اساسی چرا ایجاد شده است ، پاسخ
داد؛ قانون اساسی جمهوری اسلامی 177 اصل دارد یك فصل آن مربوط به حقوق ملت
است. متاسفانه از ابتدای انقلاب به این طرف در اثر عوامل درون زا و برون
زا عده ای از مسئولین برخلاف شعارهای اول انقلاب از مردم فاصله گرفتند و
پس از انقلاب قدرت روز به روز در مقام فربه ترشدن خود برآمد و در نتیجه به
تقویت اختیارات خود و اركان قدرت پرداخت و در ازای تقویت خود ،از دامنه
قدرت ،حقوق و اختیارات ملت كاست. به همین سبب با وجود این
كه در قانون اساسی حقوق و اختیارت مردم بطور نسبتا وسیعی مورد تاكید قرار
گرفته است اما متاسفانه مشاهده می شود که حاكمیت و اركان قدرت از حداکثر
ظرفیت های مربوط به حقوق و اختیارات خود و حتی بیش از آن بهره مند می شود
تا جائی كه اختیارات رهبری در قانون اساسی را كف اختیارت ولی فقیه معرفی
می کنند در حالی که اختیارت مذکور دراصل 110 قانون اساسی سقف اختیارات
مقام رهبری است و به صورت حصری بیان شده است. باین هم اکتفا
نشد و زمانی كه آقای هاشمی رفسنجانی بعد از دو دور ریاست مجلس قصد داشتند
که رئیس جمهور شوند به فکرا صلاح قانون اساسی و افزایش اختیارت رئیس جمهور
افتادند و در این میان تنها چیزی كه مظلوم و مهجور واقع شد اصولی است كه ناظر به حقوق مذکور در فصل حقوق ملت است.
نماینده سابق مجلس با ذکر اینکه ابتدای انقلاب فونداسیون نظام جمهوری اسلامی بر پایه 4 ركن اصلی استقلال ،آزادی ،جمهوریت و اسلامیت ریخته شد گفت اما اگر از استقلال صرف نظر بكنیم كه البته در
وجوهی هم متاسفانه نتوانتسیم به استقلال كامل برسیم زیرا استقلال تنها
معطوف به استقلال سیاسی نیست و باید همه ابعاد آنرا مد نظر قرار داد
،اعلمی افزود در حالیکه ظاهرا وانمود می کنیم که استقلال سیاسی خود را سفت
چسبیده ایم اما از حیث اقتصادی کم و بیش وابسته شده ایم. با
این وصف با وجود اینکه از حیث استقلال سیاسی پیشرفت های داشته ایم اما
متاسفانه 2 ركن مهم نظام جمهوری اسلامی كه ناظر بر جمهوریت و آزادی است پیوسته
مورد غفلت مسئولان قرار گرفته و اسلامیت آن هم متاسفانه مبتنی بر نوعی
قرائت خاص از مذهب شده است. بنابراین اگر از استقلال صرفنظر کنیم من
معتقدم كه در مواردی به جمهوریت و آزادی های مشروع و مصرح در قانون اساسی
خدشه وارد شده و حتی گاهی مورد تهدید و تحدید و تعرض قرار گرفته است.
این
کاندیدای ریاست جمهوری در توضیح اسلام مورد نظر خود گفت ؛اسلامی كه ما از
آن شناخت داشتیم و بر پایه اوامر و نواهی شرعی و دینی استوار است
،متاسفانه فاصله گرفته ایم. اسلامی كه امثال من پیش از انقلاب برای آن
مبارزه می کردند ،مبتنی بر عدل علی بود ،به این معنا كه وقتی طلحه و زبیر
برای امر شخصی به حضرت علی (ع) مراجعه می کنند حضرت شمع را خاموش می کند
تا مبادا به اندازه نور یک شمع هم به بیت المال خسارتی وارد شود ،بنابراین
عدالت علی را می توان در خاموش کردن شمع بیت المال هم مشاهده کرد. اما
متاسفانه در این کشور مشاهده می کنیم که گاهی شتر را با بارش یکجا می برند!
اعلمی
در تبیین مشخصه دیگر اسلام افزود وجه دیگر این اسلام را هم من در برخورد
آن عرب بادیه نشین با خلیفه دوم می بینم؛ وقتی عمر بالای منبر خطاب به
مردم می گوید که ایهاالناس اگر من از مسیر راست منحرف شوم چه خواهید كرد
آنقدر اسلام به مردم جسارت و كرامت انسانی عطا کرده است كه آن عرب بادیه
نشین در برابر خلیفه مقتدر برمی خیزد و در حالیکه شمشیر را از نیام
برکشیده در پاسخ او می گوید درصورت انحراف با شمشیر كجم ترا راست خواهم كرد!
نماینده
مردم تبریز در مجالس ششم و هفتم با اشاره باینکه در قانون اساسی دو اصل
وجود دارد كه منطبق بر ارزش های دمكراسی است افزود؛ دمكراسی یعنی تن دادن
به حاكمیت مردم، با وجود اینکه قانون اساسی ما این وجه از دمكراسی را
پذیرفته است اما به محض اینکه اسم دمكراسی می آید برای بعضی ها مانند این
است که از طاعون یاد می کنید .به موجب اصل 56 قانون اساسی حاكمیت مطلق از
آن خداست و هم او بشر را بر سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود حاكم كرده است و
هیچ مقامی حق ندارد این حق را از انسان سلب كند. هیچ مقامی اطلاق دارد
یعنی نه رهبری نه رئیس جمهور نه قوه مقننه نه قوه قضائیه
مجاز نیستند که حق حاكمیتی كه از ناحیه خداوند و خالق بشر به او تفویض شده
است را از انسان سلب کنند. طبق این اصل این مردم هستند كه تصمیم می گیرند
نظام چه مختصاتی داشته باشد و این مردم هستند كه تصمیم می گیرند چه كسی
رئیس جمهور و چه كسی نماینده مردم باشد. اما فیلتری را ایجاد کرده اند كه
12 نفر با استفاده از ابزاری به نام نظارت استصوابی بجای 70 میلیون نفر
تصمیم می گیرند كه چه كسی صلاحیت نمایندگی و كاندیدا شدن برای ریاست
جمهوری را داراست ،در حالیکه این روند دقیقا در تعارض با اصل 56 و اصل 6
قانون اساسی است که مقرر داشته است اداره امور كشور باید با اتكای آرای
عمومی صورت بگیرد از راه انتخابات ، نگفته از راه انتصابات. پس هر اقدام و
هر تصمیم و هر تدبیری كه بوی انتصاب بدهد مغایر با اصل 6 قانون اساسی است .
اعلمی گفت اصل
9 قانون اساسی هم دچار همین سرنوشت شده است: به موجب اصل نهم ،در جمهوری
اسلامی ایران ،ازادی استقلال و وحدت تمامیت ارضی از یكدیگر تفكیك ناپذیرند
و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است هیچ فرد یا گروهی یا مقامی حق ندارد
به نام استفاده از آزادی و استقلال سیاسی ، فرهنگی ،اقتصادی
ون ظامی به تمامیت ایران كمترین خدشه ای وارد كند. این بخش خیلی پر رنگ
اجرا می شود یعنی اگر نفس بکشید ممکن است بعضی ها به شما بگویند که با این
کارتان تمامیت ارضی ،استقلال و وحدت ملی به خطر می افتد.
اما
قسمت اخیر این اصل اغلب مهجور واقع می شود آنجا که تاکید می کند ، هیچ
مقامی حق ندارد ، به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی كشور هر چند با وضع
قوانین و مقررات آزادی های مشروع را سلب كند، نگفته بعضی از مقامات حق
دارند یلکه تاکید می کند هیچ مقامی حق ندارد. قوانینی كه تو همین مجلس
تصویب می شود بعضا آزادی ها را در قالب قانون سلب می كنند تا آنجا كه برای
حجاب و نحوه پوشش و لباس مردم هم قانون وضع می کنند. حتی به اینترنت هم كه
الان در تمام دنیا مثل اسباب بازی رایج شده نفوذ كرده اند.
در ادامه نماینده سابق مجلس به اصل
8 قانون اساسی اشاره کرد و گفت در حالی كه اصل امر به معروف و نهی از منكر
اساسا ناظر به انتقاد و امر به معروف و نهی از منكر مردم نسبت به حكومت
است ،نه حكومت نسبت به مردم ،قسمت اول این اصل از طریق صدا و سیما و رسانه
های حكومتی اعمال می شود اما قسمت دوم آن تعطیل است تا جائی که حتی فردی
مانند من كه 8 سال نماینده این کشور بودم صدا و سیما را از بنده دریغ می
کردند تا مبادا مشكلات و ناهنجاری ها و نابسامانی هائی را كه مشاهده می
كنم به سمع و نظر مردم برسانم.
این
حقوقدان با اشاره به اصل 3 قانون اساسی گفت این اصل برای نیل به اهداف
مذكور دراصل دوم ،دولت جمهوری اسلامی ایران را موظف کرده است تا همه
امكانات خود را برای اموری مانند ؛محو هر گونه استبداد ،خودكامگی و انحصار طلبی بکار ببرد. کلمه "هر" بکار برده است نمی
گوید بعضی و هیچگونه قید و استثنائی را هم ذکر نکرده است اما متاسفانه تو
این مملكت بعضی از مدیران كل هم برای خودشون یك دیكتاتور هستند تا چه برسد
به آقای احمدی نژاد كه حتی از مجلس هم احساس بی نیازی می كند به همین خاطر
وقتی گزارش دیوان محاسبات توسط نیروهای موسوم به اصولگرا در
مورد بودجه سال 84 منتشر می شود می گویند كه حدود 4 هزار مورد انحراف از
قانون بودجه در آن وجود دارد، نمی دانم در این قانون بودجه چند تا كلمه
وجود دارد كه 4 هزار تا انحراف از آن صورت گرفته است!
وی
افزود در واقع این رفتار خود به تنهائی نشان دهنده نوعی خودكامگی است
،خودكامگی که دیگر شاخ و دم ندارد. اگر ما به رژیم سلطنتی نه گفتیم برای
مخالفت با خودكامگی بود ،ما به محمد رضا شاه پهلوی از این جهت نه گفتیم كه
آدم مستبد و دیكتاتوری بود و در كشور خفقان ایجاد و آزادی ها را محدود و
سركوب كرده بود. لذا قرار نبود كه تنها مهره ها عوض شوند بلکه مقصود تغییر
مناسبات شاهنشاهی بود و اینکه با تغییر رژیم شاهنشاهی بعد از سالها و قرن
ها مردم اجازه نفس كشیدن پبدا بكنند و بر سرنوشت سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی و
اقتصادی خودشان حاكم بشوند.
اعلمی
در تشریح دلیل دیگری كه باعث نارضایتی مردم شده است گفت ؛ از ابتدای
انقلاب به این سو تنها اعضای یك كلكسیون كمتر از 200 نفر قدرت را همچون
گوئی در اختیار خودشان گرفته اند با یک حساب سرانگشتی ما
براورد كردیم که از ابتدای انقلاب تا کنون گردش نخبگان حكومتی و ابزاری در
كشور به طور متوسط سالانه 100 نفر بوده که در مجموع 3 هزار نفر شامل
وزیر،رئیس جمهور، معاون رئیس جمهور، معاون وزیر ، مدیركل ، استاندار،
بخشدار، فرماندار و نظایر آن می شود ،یعنی 70 میلیون ایرانی را یك كلكسیون
200 نفری اداره می کنند و این نخبگان ابزاری و حکومتی هستند كه یك
الیگارشی غیر قابل نفوذ و آهنین را در كشور ایجاد كرده اند و لذا امكان
نفوذ به عرصه قدرت برای دیگران یا ناممكن است یا با دشواری مواجه می شود. حال آنکه اداره
امور كشور با اتكای آرای عمومی و حاكمیت مردم بر سرنوشت خود موضوع اصول 6
و 56 قانون اساسی مستلزم این است كه این انحصار طلبی از میان رفته و
70 میلیون ایرانی بتوانند با اراده آزاد خود برسرنوشت خودشان از طریق
انتخابات و استفاده از حق انتخاب شدن ازاد و انتخاب كردن آزاد حاكم بشوند.
این
وکیل پایه یک دادگستری با بیان اینکه امثال بنده چون سرسپزده قدرت نیستیم
و متفاوت با دیگران عمل می کنیم بلافاصله یك مهر عدم اعتقاد عملی به اسلام
و نظام عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی و ولایت فقیه می زنند تا برای
همیشه از صحنه قدرت حذف بشویم افزود؛بنده
بعد از 17 سالگی مرتب نمازم را می خوانم و به توصیه قران که می گوید قولوا
لااله الله تفلحوا ، بارها گفه ام لااله الا الله و روزی 10 مرتبه هم در
نماز یومیه می گویم "ایاك نعبد و ایاك نستعین" یعنی فقط ترا می پرستم و
تنها از تو استعانت می جویم و اتفاقا به همین دلیل هم نمی توانم در برابر
مقامات سر كج كنم و از زمانی كه متولد شدم بصورت ژنتیکی مهرهای گردنم هم
یک جوری طراحی شده است که سرم از یک حدی بیشتر كج نمی شود و فقط در برابر
خدا است كه می توانم تعظیم کنم و اگر قرار باشد در این كشور صرفا به دلیل
تعظیم نکردن دربرابر بعضی از مقامات امثال ما رد صلاحیت بشویم ،من افتخار
می كنم به اینكه فاقد التزام عملی به آن چیزی هستم كه مد نظر شورای نگهبان
است!
در
ادامه این سخنرانی اعلمی گفت انتخابات ریاست جمهوری نزدیك است و 4 نفر
كاندیدای حكومتی را معرفی كرده اند که صبح تا شب هم رادیو تلویزیون به كمك
بی بی سی همین 4 نفر را تبلیغ می كنند. با توجه باینکه بیش از 400 نفر ثبت
نام كرده اند این رفتار صدا و سیما ،بی بی سی و روزنامه های حکومتی و نیمه
حکومتی به منزله این است که قبل از آنکه شورای نگهبان با استفاده از ابزار
نظارت استصوابیش اظهار نظر کند آنها منهای 4 نفر كاندیدای حكومتی بقیه را
رد کرده اند یعنی این رسانه ها جایگزین شورای نگهبان شده اند و استدلالشان
این است که چون بجز این چهار نفر بقیه رد خواهند شد ما هم باید تنها روی
همین چهار نفر مانور بدهیم!
وی افزود این 4 نفر همیشه در قدرت بوه اند در دوره جوانیشان با تمام انرژی
و پتانسیلی كه داشتند تلاش خود را کرده اند و نتیجه همین است که با آن
مواجه هستیم . دموكراسی ایجاب می كند که افراد امتحان پس داده به کناری
رفته و جای خود را به دیگران بدهند. اعلمی ادامه داد ؛خوشبختانه كشور هم
با قحط الرجال مواجه نیست و 70 میلیون ایرانی داریم ،حدود 5 میلیون نفر
ایرانی در خارج از كشور داریم كه بسیاری از اینها جزو نخبگانند و برای
ایران افتخار آفرین بوده اند. 70 میلیون ایرانی داریم كه گمنام باقی مانده
اند ،شرط نجات كشور و شرط انجام اصلاحات و شرط عبور از بحرانی كه در حال
حاضر با آن مواجه هستیم این است كه فردی رئیس جمهور شود که سرسپرده
باندهای قدرت نباشد و خارج از كلكسیون دستچین شده قدرت قرار داشته باشد به
بیان دیگر شرط انجام اصلاحات در این است كه افرادی قدرت را در دست بگیرند
كه كارنامه آنها حاكی از اصلاح طلب واقعی بودن آنها باشد و بجای آنکه
سرسپرده حاكمیت باشند خود را تنها مدیون و مرهون و
وامدار ملت بدانند. قهرا فردی كه به كمك مافیای ثروت و قدرت به قدرت می
رسد این شخص نمی تواند وضع موجود را كه وضع نامطلوب است به سمت وضع مطلوب
تغییر دهد زیرا وضع نامطلوب موجود مرهون عملكرد اعضای همین باند و همین
كلكسیون قدرت است.
این
کاندیدای ریاست جمهوری گفت؛ در هر دوره یک نفر را می آورند و بلاتشبیه
مانند لاك پشت رنگ می کنند و به جای پژو پرشیا به خورد ملت می دهند. از
ابتدای انقلاب به این طرف عده ثابتی با عناوینی مانند اصولگرا ، اصلاح طلب
،خط امامی و دانشجوی پیرو خط امام و نظایر آن در عرصه قدرت حضور داشته اند و
فقط در هردوره متناسب با شرایط زمانی و مکانی رنگ عوض کرده اند و فقط
لباسشان را تغییر داده اند. با تغییر لباس مملكت درست نخواهد شد بلکه تنها
با تغییر فكر و اندیشه و با تغییر روابط و مناسبات ناسالمی كه در كشور
وجود دارد و با جا به جا كردن قدرت و با آماده كردن شرایط لازم برای ورود
70 میلیون ایرانی گمنام به میدان تنگ قدرت می توان امیدوار شد كه كشور ما
رنگ اصلاحات بخود ببیند و در این صورت است که اصول متروک و مهجور مانده
قانون اساسی عملیاتی خواهد شد و جمله آخر اینکه گشایش کشور و بهبود اوضاع
در گرو این است كه بجای اینکه حاكمیت اراده خودش را بر مردم تحمیل كند
مردم قادر شوند که خواست و اراده خودشان را به اركان قدرت و هیات حاكمه تحمیل كنند.
سخنان اعلمی بارها با تشویق دانشجویان قطع شد. در ادامه این نشست اعلمی به پرسش دانشچویان پاسخ داد.
+ نوشته شده توسط شوراي نويسندگان در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت
17:55 |